تبليغاتX
مینو
نامه ی سر گشاده به ...

                              minoo.blogfa.com

به نقل از :   وبلاگ پاسداران 

http://pasdaran.persianblog.ir/post/26

 

نقل این مطلب ، لزوما به معنی تایید کامل آن نیست

.........................................................................

 

نامه سرگشاده به همه وبلاگ‌نويسان ديندار

 

...روي سخن من با وبلاگ نويسان مذهبي است، آنها كه دين ندارند يا ادعاي دينداري ندارند حكمشان جداست، خوب سخن را از اينجا آغاز مي‌كنم:

يادش بخير زماني بود كه نوجوانان ما براي پا گذاشتن به عرصه جبهه و جنگ در شناسنامه‌هاي خود دست مي‌بردند تا سنشان را بيشتر نشان دهند، زماني بود كه تنها دغدغه جوانان ما اين بود كه مبادا جنگ تمام شود و آنها شهيد نشوند، زماني بود كه محاسن داشتن و ساده پوشيدن و ساده زيستن ارزش بود، زماني بود كه از خود گذشتن و براي ديگران مايه گذاشتن باعث آرامش انسان بود، زماني بود كه با نامحرمان انس گرفتن و گپ زدن باعث خجالت و سرافكندگي بود، زماني بود كه ديانت و تقوا و شب زنده‌داري و امثال آن سخت طرفدار داشت، زماني بود كه...

اما با گذشت كمتر از دو دهه اكنون زماني است كه نوجوانان ما در شناسنامه خود دست مي برند تا خود را از اقليتهاي مذهبي نشان دهند، الآن زماني است كه بزرگترين دغدغه جوانان ما اين است كه هنگام چت با نامحرم ديسكانكت شوند، اكنون زماني است كه محاسن داشتن و همشكل پيامبر و مولا بودن، ساده پوشيدن و ساده زيستن مايه سرافكندگي شده است، اكنون زماني است كه زرنگي كردن و حق ديگران را خوردن و آنها را بر خاك سياه نشاندن باعث آرامش شده است، اكنون زماني است كه انس با نامحرمان و چت‌هاي شبانه نه تنها باعث سرافكندگي نيست بلكه نشانه رشد و پيشرفت و تمدن است، اكنون زماني است كه با بي‌سوادي تمام فقط چند حرف قشنگ عليه دين زدن باعث شهرت و مايه افتخارات ملي است...

واي بحال نسلي كه از آن ارزشها به اين لغرشها رسيده باشد، واي بحال جماعتي كه همشكل شدن با كفار را نشانه شخصيت بداند، واي بحال نسلي كه به اسم خدا و مذهب و امام حسين و امام زمان با نامحرمان به گفتگو بنشيند و دانسته و ندانسته نفس شيطاني خود را ارضاء كند، واي بحال جماعتي كه به اسم قلم علَم شيطان را استوار كرده و به اسم دانش، سازش با نفس اماره را رواج ميدهند، واي بحال كسي كه به اسم جبهه و جنگ و شهداء بساط انس و ارتباط با نامحرم راه انداخته است...


بارها گفته‌ام باز هم ميگويم: اين ارتباط آزاد پسران و دختران مذهبي به اسم مذهب بدعتي سخت بد عاقبت است، و اللـه من و تو مسؤوليم، و اللـه ما مقصريم، خيلي از دوستان كه مرا رها كرده‌اند و رفته‌اند گله‌اي هم نيست اما شما كه دور و برت شلوغ است، شما كه پرطرفدار و پرخواننده هستي اگر سكوت كني مقصري، اگر باز هم به تعارف و مسامحه بگذراني بايد جواب امام زمانت را بدهي، تا كجا و تا به كي بايد توجيح كرد؟! مگر ما مسلمان نيستيم؟! كجاي دين ما با اين ارتباطات سازگار است؟! كدام مرجع تقليدي اين چت‌هاي غيرشرعي را اجازه داده است؟!


اين آشناي غريب حاضر است با هر كسي كه ميخواهد در اين مورد به بحث بنشيند، هر كه فكر ميكند من اشتباه ميكنم بسم اللـه...

آخر برادر من به چه مجوزي نسبت به يك نامحرم اين‌طور خطاب ميكني و پيام ميگذاري؟! آخر خواهر من به نظر كدام مرجعي اينطور به نامحرم راه ميدهي و مرتبط ميشوي؟! چشممان را باز كنيم، آخر واقعيت را كه نميشود انكار كرد، فقط خدا مي‌داند اين رابطه‌ها چه صدماتي به نسل ما زده، حجب و حياء از ميان رفته، كانون بسياري از خانواده‌ها از هم پاشيده، لذت عبادت و شوق بندگي از ما رخت بربسته، عزيز من چرا براي نمازت اينطور وقت نمي‌گذاري؟! چرا هفته به هفته مي‌آيد و مي‌رود لاي قرآن را هم باز نمي‌كني؟! چرا نماز صبحت پشت سر هم قضاء مي‌شود؟! تا خرخره در لجنزار اينترنت غرق شده‌ايم و باز توجيه ميكنيم. 

منكر بعضي فوائد اينترنت نيستم اما آخر انصاف دهيد سودش بيشتر است يا ضررش؟! آنقدر ضررش زياد است كه سود جزئي آن به حساب نمي آيد، مثل اينكه ما از حمله آمريكا به عراق تعريف و تمجيد كنيم براي اينكه در كنار اين تهاجم به داد چند نفري هم رسيده‌اند!!!

بهم دروغ نگوئيم، صادق باشيم، كداميك از ما در اين معركه پر ضرر متضرر نشده‌ايم؟! كداميك از ما به بيراهه نرفته‌ايم؟! كداميك از ما چشم خود را آلوده نكرده‌ايم؟! 

آقا جان چت و گفتگوي دو نامحرم اشكال دارد، دين ما اين طور ميگويد، مراجع ما اين طور ميگويند، آخر ما حرف چه كسي را قبول داريم؟! كدام عقلي امضاء ميكند كه به صرف نشناختن و نديدن ارتباط حلال است؟!زياد مي‌گويند كه اين ارتباطات بدون در نظر گرفتن جنسيت است، اين ادعائي است بدون دليل و تخيلي است بدون واقعيت، اگر اينطور است كه مي‌گويند پس بقول اين دوست عزيز اينهمه اصرار و توجيه براي چيست؟! اگر جنسيت مطرح نيست خوب اين همه درد دل و گپ‌هاي آن‌چناني را با يكي مثل خود انجام دهند، تنها كسي مي‌تواند جنسيت را ملاحظه نكند كه يا از نفس گذشته باشد يا دل و جانش در جذبه عشق حضرت حق مجذوب باشد، ما كداميك از اينها هستيم؟!

خلاصه كلام اينكه: يا مرد باشيم و حداقل به اسم خدا و دين و امام حسين و امام زمان گناه نكنيم، يا مردتر از مرد باشيم و اشتباه خود را قبول كنيم و با تمام قوا در صدد جبران برآييم، و اللـه اگر چنين نكنيم مديون امام حسين هستيم، و اللـه اگر توجيه كنيم منفور امام زمان هستيم...

هر كس اين مطالب را ميخواند اگر قبول ندارد دليل بياورد و اگر قبول دارد انتشار دهد.

و ما توفيقي إلّا باللـه، علي اللـه توكّلت و إليه اُنيب...

فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد

شرمنده رهروي كه عمل بر مجاز كرد...

 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


ای پادشه خوبان

زادروز خجسته ی

پادشاه خوبان جهان

مهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدی

( خداوند ظهورش را نزدیک فرماید )

را به شما دوستداران خوبی ها شادباش می گویم

 

 

 

 

شنیدید که میگن خدا به دل بعضیا مُهر زده ؟

من اینو در مورد خودم ، با تمام وجود لمس می کنم

 شما رو به مهدی فاطمه قسمتون می دم منو هم دعا کنید ،

مخصوصا امشب

 شب نیمه ی شعبان

خیلی به دعاتون نیاز دارم

 (( ساسان ))


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


حافظ کیست ؟ ( 3 )

 

یکی از استادان حافظ ، علامه میر سید شریف گرگانی ست .

در تاریخ روایت شده که هرگاه در محضر ایشان شعر خواهده می شد می فرمود :    (( به عوض این ترهات ، به فلسفه و حکمت بپردازید )) اما وقتی حافظ – که شاگرد او بود – می آمد ، علامه از او می پرسید :  

(( بر شما چه الهام شده است ؟ غزل خود را بخوانید )) .

 شاگردان به استاد اعتراض می کردند که چرا ما را از شعر منع می کنی ولی به شعر حافظ رغبت نشان می دهی ؟

 استاد در پاسخ می فرمود :

(( شعر حافظ ، همه الهامات و حدیث قدسی و لطلئف حکمی و نکات قرآنی ست ! ))

وقتی به توصیفات افراد از حافظ ( بخصوص استادان او از جمله قوام الدین عبدالله که حافظ سحر ها به محضر درس او می رفته )  ، توجه می کنیم به وضوح می بینیم که حافظ در زمان خود نه تنها به عنوان  یک فرد فاسد و عیاش شناخته نمی شده بلکه حتی به عنوان یک شاعر یا صوفی هم شهرت نداشته . او در نگاه مردم عصر خود ، به ویژه علما و استادانش ، به عنوان فردی عالم و پارسا و مخزن اسرار الهی معروف بوده و بزرگانی همچون علامه گرگانی حافظ را نقطه ی دریافت الهامات الهی، و شعرش را    حدیث قدسی ! ونکات قرآنی ! می دانسته و این نشان میده که لقب  لسان الغیب  ( زبان گویای الهامات غیبی) عنوانی نیست که فقط  مردم معاصر به حافظ اعطا کرده باشند .

در پایان این بخش از بحث ( زندگی حافظ ) به کلام محمد گلندام ، همدرس حافظ ، اشاره می کنم که در خصوص جمع آوری دیوان شعر او ، اینطور گفته :

(( غالبا استاد ما قوام الدین عبدالله ، به حافظ اصرار می کرد و می گفت این شعر ها را جمع آوری کن ، حیف است این اشعار از بین برود . اما حافظ تعلل می کرد ، او آنقدر مشغول مطالعه ی کتب و دواوین عرب و کشاف و مفتاح و مصباح و ... بود که فرصت این کار را نداشت . تا اینکه در سال 792 بعد از وفاتش ، ما ( گلندام ) اشعارش را جمع آوری کردیم )) .

با توجه به این مختصری که از زندگی حافظ و اظهار نظر های همعصران او ، ملاحظه کردید ، آیا ممکنه که کسی فاسد و بی دین باشه اما مردم اینطور مثل علما و عرفا او رو توصیف کنند !؟

در خصوص چهره ی حافظ در زمان خودش ، گفتنی های بیشتری وجود داره که می تونه تایید بیشتری باشه بر شهرت او ( در زمان خودش ) به عنوان عالمی فاضل و زاهدی وارسته و اهل سلوک . اما اجازه بدین بیشتر از این مطلب رو طولانی نکنم . انشاء الله در پست های بعدی به بررسی افکار و شخصیت حافظ در آینه ی اشعارش خواهم پرداخت . البته باز هم به اختصار .

 

                                                                        ... ادامه دارد

 

(( با عرض پوزش : به دلایلی منبع این مطالب رو در بخش پایانی به استحضارتون می رسونم ))

 

 

 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


جانِ جانهای عاشق

 

زادروز فرخنده ی

فرمانروای دیار عزت ، مولای آزادگان ، مهتر جوانان بهشت ، جانِ جانهای عاشق

حضرت ابی عبدالله الحسین (ع)

بر شما مبارک

 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


حافظ کیست ؟ ( 2 )

....................................

واقعا شگفت انگیزه !

حافظ از نگاه بعضی ها :

مردی عارف و اهل سلوکه که سینه ش مخزن اسرار و الهامات الهی ست و شعرش بطن منظوم کلام وحی !

و از نگاه برخی ، شخصی لاابالی و فاسد و بی دین ، که نه تنها از ایمان بلکه از فضایل و حتی خصائل انسانی هم بویی نبرده و شعرش ، تراوشات ذهن تاریک و دل هوسبازشه !

چه چیزی عجیب تر از اینکه از یک موضوع و مصداق واحد ، دو تعریف و توصیف کاملا متضاد ، و بلکه متناقض ارائه شده !

یک مرد ، در آنِ واحد ، هم عارف و مخزن اسرار الهیه و هم فاسد و بی دین !؟

یک شعر ، در آنِ واحد ، هم حدیث قدسی و نکات حکمی و الهامات غیبیه ، و هم هرزه گویی های پوچ یک مرد لاابالی !؟

در چنین مواردی ، بهترین و شاید تنها راه برای رسیدن به شناخت حقیقی و قضاوت صحیح در مورد فرد ، توجه و تأمل در دو چیزه :

1 – تاریخ زندگی او

2 – آثار او ( و در مورد حافظ ، دیوان شعرش )

من انشاءالله در چند پست بعدی ( به اختصار ) ، ابتدا نگاهی خواهم داشت به زندگی و شخصیت حافظ از نگاه تاریخ ، و در مرحله ی بعد تلاش خواهم کرد با بررسی اشعار حافظ ، تصویری واقع بینانه از او به دست بیارم .

 

                     

 

 

زندگی و شخصیت حافظ در آینه ی تاریخ :

......................................................

حتما قبول دارید که مهمترین و مشهور ترین صفتی که به حافظ نسبت داده میشه عارف بودن حافظه . در واقع این اوج ادعای کسانیه که به حافظ نگاهی مثبت دارن .

_  آیا حافظ یک عارف بوده یا نه ؟

_  آیا این شهرت ، فقط ساخته و پرداخته ی حافظ دوستانه ؟

_  حافظ کی بوده ؟ یه شاعر ؟ یه لا ابلی عیاش ؟ یه صوفی ؟

_  اصلا مردمِ زمان حافظ ، اونو چه جور آدمی می دونستن ؟

وقتی به تاریخ نگاه می کنیم ، ( به عقیده ی من ) اولین چیزی که توجه ما رو به خودش جلب می کنه اینه که حافظ در عصر خودش ، شهرتش بیشتر به عنوان یه عالم فاضل بوده تا یه شاعر !

محمد گلندام که در زمان حافظ زندگی می کرده ، همشاگردی حافظ بوده و با هم در محضر استادشون قوام الدین عبدالله درس می خوندن و با هم محشور بوده ن . گلندام که بعد از وفات حافظ اشعار او رو جمع آوری کرده و به صورت دیوان مدونی درآورده ، مقدمه ای هم بر اون دیوان ( اشعار حافظ ) نوشته که اونجا وقتی می خواد از حافظ نام ببره این القاب و توصیفات رو در کنار اسمش می نویسه :

(( ذات ملک صفات ، مولانا الاعظم السعید المرحوم الشهید ، مفخر العلماء ، استاد نحاریر الادباء ، مخزن المعارف السبحانیه ، شمس المله والدین ، محمد الحافظ الشیرازی ... طیب الله تربته و رفع فی العالم القدس رتبته ))

کاتبان دیگر دیوان حافظ هم ( نزدیک به زمان حیات او ) از جمله مرحوم قزوینی هم در معرفی حافظ ، از القاب و صفاتی مشابه گلندام استفاده کرده ن !

آیا ممکنه شخصی بی دین و لاابالی و فاسد و عیاش باشه و از او با لقب شمس المله و الدین ( خورشید دین ) مخزن المعارف السبحانیه ( گنجینه ی معارف الهی ) یاد کنند ؟

در این باره گفتنی ها زیاده اما نمی خوام توی این پست ، بیشتر از این وقتتون رو بگیرم . انشاءالله وقتی در پستهای بعدی از زندگی حافظ بیشتر نوشتم و از نظرات و سخنان کسانی همچون استاد قوام الدین عبدالله و علامه میر شریف گرگانی و ... در مورد حافظ نحوه ی رفتار شون با او بنویسم ، جلوه های جالبتری از زندگیش براتون روشن خواهد شد ...

                                                             ... ادامه دارد

 

 

(( با عرض پوزش : به دلایلی منبع این مطالب رو در بخش پایانی به استحضارتون می رسونم ))

 

 

 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


عید بزرگ مبعث بر شما مبارک

                                         

                                                

      


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


حافظ کیست ؟ ( 1 )

.......................................

 

شما اهل مطالعه هستید ؟

کتاب دوست دارید ؟

شعر رو چی ؟ شعر دوست هستید ؟

کتاب شعر دارید ؟ چند تا ؟

اصلا توی خونه تون کتاب دارید ؟

ما چه اهل مطالعه باشیم ، چه نباشیم

چه دوستدار شعر باشیم چه نباشیم

چه کتابخونه ی شخصی داشته باشیم و چه نداشته باشیم

در هر سطحی از سواد و موقعیت اقتصادی و اجتماعی باشیم

با هر درجه از ایمان دینی

مطمئنم یه چیزی بین همه مون ( یا اکثرمون ) مشترکه ، و اون هم اینه که توی خونه هامون یه نسخه از دیوان حافظ رو داریم .مگه نه ؟ 

حتی بعضی هامون یه دونه ش رو اختصاصی برای خودمون داریم که همدم دلتنگی ها و مونس تنهایی هامونه ، رازدار امین رازهای مگوی ماست و گاهی هم مشاور و منجی ما ار تردید ها و مبشر ما در نومیدی هاست !

به قول بعضی ها : توی طاقچه ی هر خونه ، کنار قرآن و مفاتیح ، دیوان حافظ هم هست .

نمی دونم شما هم مثل منید یا نه ، ولی من اونقدر برای حافظ و دیوانش حرمت قائلم که هر از گاهی که بخوام به دیوانش تفألی بزنم ، قبلش وضو می گیرم . هر چند قد و قواره ی روحم خیلی کوتاه تر از اونه که بتونم از دیوان خواجه درک معنا کنم ولی با اینحال ، باهاش حس خاص و خوبی دارم .

 

                          

 

چند روز پیش توسط یکی از عزیزانم از مطلب تلخ و سنگینی مطلع شدم . یه بنده ی خدا توی وبلاگش ، به حافظ ، نسبتهای وحشتناک فاسد ، بی دین  داده بود ، و ادعا کرده بود که اهل فن !!! حافظ رو فردی لاابالی ، کثیف و اباحی مشرب می دونند !

راستش تصمیم داشتم برم سراغش ( البته سراغ وبلاگش ) و بهش اعتراض کنم و دلایل نادرست بودن نظرش رو ( در حد درک و معلومات اندک خودم ) براش بنویسم اما بعد تصمیمم عوض شد ، آخه وقتی پستهای مختلف وبلاگش رو دیدم متوجه شدم که نویسنده ش در مواردی نظرات اشتباهی داره اما آد میه که اهل تفکره ( صرف نظر از نتایج بعضا غلط ) و به مسائل سطحی و سرسری نگاه نمی کنه و حد اقل به خودش زحمت تحلیل و بررسی موضوعات رو می ده ، و این چیزیه که از نظر من ، فی نفسه با ارزشه وبه این ویژگی افراد ، احترام می ذارم ( هر چند با نظرشون موافق نباشم ) و از طرف دیگه ،ایشون در مورد فساد و بی دینی حافظ هیچ دلیلی ارائه نکرده بود و من هنوز نمی دونم مبنای این اعتقادشون بر چی استواره !؟

بنابراین براش کامنت گذاشتم  و تقاضا کردم که دلایلش رو برام بنویسه ( امیدوارم بنویسه ) تا بتونم منصفانه تر و موثرتر باهاش بحث کنم .

اما به موازات این کار ، فکر کردم خوبه که توی مینو هم به این موضوع بپردازم . یادم افتاد که حدودا 15 – 16 سال پیش کتابی از استاد مطهری به دستم رسید با عنوان (( عرفان حافظ )) که به نحو مجمل اما جامع به همین مساله پرداخته بودند و برای من خواندنی و بسیار مفید بود ، لذا تصمیم گرفتم با بهره گیری از بیانات ایشون ، به اختصار ، طی چند پست متوالی در این خصوص بحث کنیم . انشاء الله در پست های آینده ( با فاصله ی زمانی کوتاه )  قدم به قدم و منصفانه و مستدل بررسی خواهیم کرد که حقیقتا :

 

(( حافظ کیست ؟ ))

 

                                                                                ... ادامه دارد

 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


عصاره های اندیشه

ضرب المثل ها در حقیقت حاصل قرنها تجربه ی ملت هاست که متناسب با ارزشها و دغدغه ها و آرزوهاشون در قالب عباراتی کوتاه اما نغز ! سینه به سینه به نسل های بعد رسیده تا مبادا رنج آزمودن دوباره ی آزموده رو  متحمل بشن .

نمی خوام پرچونگی کنم اما نکته ای که نمی تونم از گفتنش صرف نظر کنم اینه که وقتی به مجموعه ی ضرب المثلهای ملل مختلف جهان نگاه می کنیم در یه مقایسه ی گذرا این حقیقت به روشنی رخ نمایی میکنه که : انسانها در سراسر جهان پیر ما و در طول تاریخ و با فرهنگهای گوناگون  در خیلی از موضوعات مثل : ارزش قناعت  صبر و بردباری  دانایی  صداقت  دوراندیشی و ... به نتایج واحد ! رسیده ن  و این موجب شده که بسیاری از ضرب المثل های ملل مختلف! مشابه همدیگه ! ( و گاهی به ظاهر ترجمه ی همدیگه ) باشن .

به نظر تو علتش چی میتونه باشه ؟

مطلق ( نه نسبی ) بودن ارزشها ؟

یا وحدت فطرت انسانها ؟

یا ... ؟

...........................................

بگذریم .

حالا به من اجازه میدی که با جرعه ای از این عصاره های اندیشه ازت پذیرایی کنم ؟

 

هند :      ابری که رعد و برق زیاد دارد کمتر می بارد

انگلیس :  خوبی روز را در عصر و زیبایی زن را در صبح بستایید

روسیه :   عاقلان علت رو جستجو میکنند ولی جاهلان قضاوت می کنند

آلمان :     بسیاری از مردم زنبور دارند و موم می خرند

فرانسه :  خوشبختی  دوستان ما را زیاد می کند و همینکه بدبختی آمد آنان

             را می آزماید         

آلمان :     معایب دیگران معلم های خوبی هستند

انگلیس :  کسی که تخم مرغ می خواهد باید صدای قدقد مرغ را تحمل کند

اسکاتلند  اگر دست کوتاه است گناه دندان چیست ؟

یونان :     اگر توانگر هستی از مالت ببخش و اگر توانگر نیستی از قلبت    

             ببخش  

چین :      انسان موفق لا قید نیست و انسان لا قید موفق نیست

عربی :    خداوند مهلت می دهد اما از خاطر نمی برد

فرانسه    ازدواج زودش ! اشتباه بزرگی است و دیرش ! اشتباه بزرگتر

چین :      روزگار همه ی در ها را به روی بردباری می گشاید

ژاپن :      با موی زن می شود یک فیل را بست 

 

 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


عقرب عاشق

                              

 

شاید بشناسیش .

 حسین رو میگم . حسین پناهی . تا وقتی زنده بود گمنام بود

شاعری که خیلی از شعراش چاپ نشده بود ...

نویسند ای که مطرح نشد ...

کارگردانی که کسی براش هورا نکشید ...

بچه ی یکی از روستا های دور افتاده ی کهگیلویه و بویر احمد ...

بازیگر نقشهای حاشیه ای ...

اما بر خلاف نقشهاش  نگاه خودش مجذوب متن زندگی بود .

نگاهش به همه چیز عمیق بود و لطیف بیانش میکرد

هیچوقت زرق و برق شهر ( اونهم پایتخت ! ) جادوی دوربین و بازیگری و صحنه و تلویزیون باعث نشد این روستا زاده ی رنج کشیده و فکور ذره ای از اصل و ریشه ش غافل بشه

باعث نشد رنجها و آرزوهای جغرافیای کودکیش خودش رو فراموش کنه

رد رنج و بوی درد و عمق نگاهش رو توی همه ی نوشته ها و فیلمنامه ها و نمایشنامه ها و شعر هاش میشه دید

خودش میگفت من نمی تونم راحت حرف بزنم حرف زدن برام مشکله  من حرفهام رو مینویسم .

و چه زیبا مینوشت

نمی دونم یادت هست یا نه . سریال همسایه ها . شبکه ی سوم . نقش سروش رو بازی میکرد ... یادتونه توی یکی از دیالوگهاش گفت :

دم به کله می کوبد

و شقیقه اش دو شقه می شود

بی آنکه بداند

حلقه ی آتش را خواب دیده است

عقرب عاشق

این قطعه ی عمیق و زیبا و حکمت آمیز از نوشته های خودش بود اما ...

تصمیم داشتم در سالروز مرگش یه پست ویژه براش بذارم اما اتفاقات و جریان زندگیم طوری شد که موفق نشدم

اما هیچوقت دیر نیست

....

حسین نوشته بود :

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ

این بود زندگی

حسین می گفت :

ما بدهکاریم

به کسانی که

صمیمانه ز ما پرسیدند :

(( معذرت می خواهم

چندم مرداد است ؟ ))

و نگفتیم

چون که مرداد

گور عشق گل خونرنگ دل ما بوده ست

....

پارسال بود

17 مرداد

پسر حسین جسد بی جان حسین رو توی آپارتمانش پیدا کرد

حسین !  سه روز پیش!!! در تنهایی توی آپارتانش جون داده بود

14 مرداد

مرداد

گور عشق گل خونرنگ دل حسین

................

هدیه به روح همه ی پر کشیده ها

صلوات

 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


عطر یاس

 

 

زهرا ( س )

امروز !

مظلومیتش در بین دوستان نادان !

از دیروز و در میون دشمنان !

بیشتره !

امروز

این جماعت

فریاد حق گویی زهرا

 رو در میون هیاهوی سخیف ((  میخ در  )) و (( سیلی )) و (( پهلو ))

خفه می کنن

همونطور که فریاد آزادگی و سرافرازی فرزندش رو در همهمه ی حقارت آمیز (( تشنگی )) و (( ابروی علی اکبر )) و (( بازوی عباس )) خفه کردند  

خدایا

پیش و بیش از آنکه ظالمین دیروز رو لعنت کنی

خشم و نفرینت رو نثار این جماعت کن

که اگر لعن ! عدالته

این جماعت سزاوارترن

 

 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


اعوذ بالله من نفسی

توی هفته ای که گذشت مناسبتهای مختلفی بود که مهمترینشون سوم خرداد بود . سالروز آزادی خرمشهر و سالگرد درگذشت شاعر صادق اهل بیت :

 

                                                          

 

 

هفته ی پیش نتونستم چیزی درباره شون بنویسم . در واقع به جز چند دقیقه که پست قبلی رو گذاشتم دیگه نتونستم وارد شبکه بشم . شاید امروز هم دیر باشه اما خیلی هم تعجبی نداره ... من یه عمره که دیر میرسم ... !

                                      اعوذ بالله من نفسی

اون شب ! تو جلسه شب شعر دانشجویی  وقتی پشت تریبون ایستاد  اولین کلامش غافلگیرم کرد :    ((  اعوذ بالله من نفسی !  )) 

ناخود آگاه انتظار داشتم مثل همه خیلی کلیشه ای بگه : ... من الشیطان ...  . اما وقتی عبارتش رو کامل کرد هم جا خوردم و هم به دلم نشست . نمی دونم چرا یه جمله ی ساده ( که ممکنه حتی بارها شنیده باشم ) گاهی ( همون جمله ) از زبون یه فرد خاص تاثیر فوق العاده ای روم میذاره شبیه آدم خوابی که با یه سیلی از خواب میپره ! علتش رو نمی دونم اما چند بار این مساله رو تجربه کرده م . اون شب هم احساسم بهم میگفت این مرد (آقاسی) این جمله رو صادقانه گفته .

 بعدا که یه کم بیشتر شناختمش فهمیدم احساسم بهم دروغ نگفته . شاید به همین دلیل بود که ازهمون اول شعراش به دلم مینشست .

بعدا فهمیدم که آقاسی اهل روی و ریا نیست . ساده و بی غل و غش .متواضع و خاکی . ارادتمند مولای عشق ! اما مبری از تزویر رایج بعضی مدعیان !

                            .....................

موحد را لباس فقر زیبد                   نه آن دلقی که مردم را فریبد

                         ...................

جان علی سلسله بندم مکن               گردم  از خاک بلندم مکن

عاقبت این عشق هلاکم کند              در گذر کوی تو خاکم کند

شاعری که نه بازیچه ی دنیای سیاست شد و نه از رسالت سیاسی شاعر شیعه غفلت کرد

آتش پرهیز نبرد مرا                    تیغ اجل نیز نبرد مرا

                         ...................

نکند مکر بنی ساعده تکرار شود             که علی در قفس خانه گرفتار شود

و چه زیباست که آدمایی از این جنس ! مرگ رو هم حقیر میبینن !

نخل سبزم که پر شاخ و برگم                 از چه ترسانیم ؟ روز مرگم !؟

 

    ...........................................................................

 

گزیده ای از :            مثنوی  محمد (ص )

                                        محمد رضا آقاسی

 

چنان مستم کن از یکتا پرستی

که از آهم بسوزد کل هستی

هزاران راز را در من نهفتی

ولی در گوش من اینگونه گفتی

ز احمد تا احد یک میم فرق است

جهانی اندراین یک میم غرق است

یقینا میم احمد میم مستی ست

که سر مست از جمالش چشم هستی ست

اگر احمد نبود آدم کجا بود ؟

خدا را آیه ای محکم کجا بود ؟

چه می پرسند کاین احمد کدام است ؟

که ذکرش لذت شرب مدام است

محمد با علی روز اخوت

ولایت را گره زد بر نبوت

 

محمد را علی آیینه دار است

نخستین جلوه اش در ذوالفقار است

 

                             .............................................

آقاسی ها کم نیستن ! ... کم دیده میشن !

 

و در آخر :

یک عکس ! یک خاطره

از مردی که زود خاطره شد

 

 

پوزش !

ببخشید که عکس رو به اینصورت اسکن کردم . می دونم عجیبه وحتی شاید به نظر شما کار مضحکی باشه اما راستش این عکس  خاطره ی اون عزیز ( و هم خاطرات دیگه ) رو برام زنده میکنه اما از طرف دیگه :

1 – اگه میخواستم بقیه رو حذف کنم عکس خیلی کوچیک و نامناسب میشد 2 -  نمی خواستم چهره ی خودم پیدا باشه 3 – دو دوست دیگه م هم از من دورن و نتونستم ازشون اجازه بگیرم بنابراین مجبور شدم صورتها رو بپوشونم .

 البته حیفه یادی ازشون نکنم : از سمت چپ – نفر اول :همکلاسی هم اتاقی دوست و برادر عزیزم  (غ – ن ) یه پسر خوب قمشه ای شوخ طبع و دوستدار شعر یه قاضی مهربون که نمی دونم  تا حالا چند نفر رو فرستاده بالای چوبه ی دار . نفر سوم :همکلاسی و دوست شاعرم ( ی – ی ) اهل مشهد توانایی فوق العاده ای در قافیه گزینی داره . اونقدر به شعر و ادبیات علاقه مند بود که با لیسانس حقوق داوطلب کارشناسی ارشد ادبیات شد .

.............................................................................................................

درباره ی خرمشهر چند کلمه هست که توی پست بعدی مینویسم ...

 

                                                                          ... تا به زودی

 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


تولد یک وبلاگ

 

 

درست در سحرگاه بود که وبلاگ

 

 گفتمان ما "

 

 متولد شد

 

وبلاگ " گفتمان ما " محفلی دوستانه س برای گفتگوی ما

 

و شما در باره ی موضوعات مختلف .

 

موضوعاتی که ممکنه در جامعه گفتمان غالب روز نباشند

 

اما

 

مهم ! و قابل تامل ! هستند

 

موضوعاتی که میتونه از سوی هر کدوم از شما دوستان

 

عزیز پیشنهاد بشه

 

ما با هم بحث و گفتگو میکنیم

 

 بحث هایی در بستر جاری زندگیمون ! و نه در خلاء !

 

گفتگویی که امیدواریم سودمند ! و به دور از تکرار حرفهای

 

کلیشه ای و غیر ملموس باشه !

 

و این محقق نمیشه مگر با همدلی و همراهی فعال شما

 

که موجب میشه ما رو از افکار عمیق و نگاه ژرفتون

 

بهره مند کنید و با درج نظرات ارزشمند شما با نام شما

 

در وبلاگ ( گفتمان ما ) سایر خوانندگان هم با شما 

 

آشنا و وارد بحث خواهند شد

 

و ما همپای همت شما خواهیم ماند

 

..................

 

در حال حاضر این موضوع  در " وبلاگ گفتمان ما "

 

مورد بحث قرار داره و دوستان به ارائه ی دیدگاهها شون میپردازن

 

"  مفهوم حقیقی عشق ... مراتب عشق ... عشق در زندگی امروز "

 

 دوست عزیز و متفکر من !

 

تو هم به این جمع صمیمی بپیوند

 

چشم به راه تو هستیم

 

 http://goftmanema.blogfa.com

 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


پایان دنیا

 

 آخرالزمان

 

از دیدگاه

 

اسکیمو ها

 

 

 

" آوازی کهن تر از تاریخ "

 

 

به نظر می رسد قدیمی ترین گفته های مربوط به آخرالزمان و ظهور

 

موعود مربوط باشد به باستانی ترین و دست نخورده ترین مردمان

 

جهان یعنی " اسکیمو ها "  .

 

وضعیت طاقت فرسای جوی در منطقه ی سکونت اسکیمو ها موجب

 

شده تا این اقوام از شر حملات خانمانسوز در طول تاریخ تقریبا

 

مصون بمانند . بنابراین گرچه خط و نوشتاری ندارند ولی می توان

 

به اشعار و گفته هایشان به عنوان نقل قولهایی دست نخورده از

 

ورای تاریخ تمدن بشر اعتماد کرد .

 

در قبایل اسکیمو آوازی وجود دارد به نام :

 

" شعر پایان دنیا  "

 

که در آن ابتدا سه علامت برای آخر جهان معرفی شده و می گوید

 

سه فرآیند که همواره و میلیونها سال روندی یکنواخت داشته است

 

در آخرالزمان ناگهان برعکس می شود :

 

یکمین نشانه :

 

" درختها و گیاهان به جای انکه از ریشه

 

خشک شوند از برگ خشک می شوند "

 

 

minoo.blogfa.com

 

 

 و این یک روند غیر عادی در طبیعت است .

 

زیرا در جریان مرگ گیاه همیشه این ریشه است که ابتدا خشک

 

می شود و سپس برگها پژمرده می شوند . اما در آخرالزمان این

 

برگها هستند که اول میمیرند در حالیکه ریشه ها هنوز زنده هستند

 

 

دومین نشانه :

 

" آبهای جاری غیر قابل آشامیدن می شوند "

 

 

 

 

در سراسر کره ی خاک آبهای جاری همواره بهترین منابع حیات

 

موجودات محسوب می شوند اما در آخرالزمان آبها  همگی آلوده

 

و مرگ آور خواهند شد .

 

سومین نشانه :

 

" فرزند انسان بی ارزش می شود و بچه ها کشته می شوند "

 

 

minoo.blogfa.com

 

...................

 

شعر پایان دنیا می گوید :

 

" پس از اینکه این سه علامت عجیب ظاهر شد باد سیاه

 

سوزانی فرستاده خواهد شد و این باد به هر موجودی

 

برخورد کند او را تباه خواهد کرد . چون باد فرو نشیند

 

در جانب خورشید

 

 صورت مردی هویداست که

 

 جهان را

 

برای همیشه نجات خواهد داد "

 

....................

 

مجله ی

 

  NATIONAL GEOGRAPHIC

 

در سپتامبر 1987 در مقاله ای با عنوان

 

The fire that never die

 

" آتشی که هرگز نمی میرد "

 

این مطالب را از قول یکی از روسای قبایل چاپ کرده بود

 

و از قول او اضافه کرده بود :

 

" آیا این اتفاقات نیفتاده است ؟

 

 آلودگی آبها رخ داده است !  بارانهای اسیدی درختها را از برگ

 

از بین می برد ! و سقط جنین امری عادی و پیش پا افتاده شده

 

است ! پس فقط می ماند همان باد سیاه و سوزان "

 

...

 

که گویی آن هم در حال وزیدن است

 

..........

 

 

 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


ایین زرتشت و منجی موعود

 

minoo.blogfa.com

 

 

آیین آسمانی زرتشت و باور نیاکان ما به منجی موعود

 

 

پژوهشگران به این نکته اذعان دارند که در طول تاریخ هیچ ملتی به اندازه ی ایرانیان

 

تشنه ی دیدار موعود نبوده اند . برهه ای از تاریخ ایرانیان وجود ندارد که این ایده ی

 

مقدس به نوعی بر آن سایه نینداخته باشد . این امر باعث شده که عده ای بر پایه ی این

 

اعتقاد در طول تاریخ بر ضد حکومتهای خودکامه به نام ظهور موعود قیام کنند .

 

مشهور ترین آنان عبارتند از :

 

مانی – مزدک – به آفرید نیشابوری – بابک خرمدین و ...

 

مجموعه ی پیشگویی های ایرانی می گوید در پایان یک هزاره اوضاع وحشتناکی در

 

جهان بر قرار می شود . اهریمن بر زمین ظاهر شده و جهان در پلیدی فرو می رود .

 

منابع متعدد پیشگویی در متون ایران باستان همگی وجوه مشترکی دارند :

 

1 – در همه ی آنها از یک " هزاره " صحبت می شود

 

2 – حرکت آهن : علامت شگفت انگیز آخرالزمان که در تمام متون آمده است .

 

عباراتی مانند : پیروزی فلزات – دوران آهن گمخت – سیل فلز متحرک و ...

 

 

minoo.blogfa.com

 

 

جاماسب نامه :

...................

 

این متن بین 300 تا 500 سال پیش از میلاد مسیح نوشته شده و در آن  یک موبد

 

زرتشتی به نام جاماسب به سوالات پادشاهی در باب آخرالزمان پاسخ می دهد . در

 

این نوشتاربه طور کلی از اوضاع  پایان جهان صحبت شده و از ظهور اهریمن خبر

 

داده شده است . ثروتهای ایران بر باد می رود و مردمان پست قدرت می گیرند . ولی

 

در آخرالزمان موعود ظاهر میشود که گاهی از او به نام سوشیانس و گاهی بهرام

 

ورجاوند یا هوشیدر زرتشت یاد می کنند .

 

 

minoo.blogfa.com

 

 

زرتشت نامه :

.................

 

این متن گفتگوی مستقیم و بی واسطه ی پیامبر ایرانی و اهورا مزداست که در آن ابتدا

 

از دوران سیاه و پر مصیبت چیرگی شیطان و دیو بر ایران سخن می رود و سپس به

 

زرتشت نوید ظهور بهرام ورجاوند داده می شود .

 

بهمن یشت :

...............

 

متن دیگری از گفتگوی زرتشت با اور مزد در بهمن یشت است .که با توجه به ظرفیت

 

اندک این نوشتار تنها به این متن میپردازم .

 

در چهارم بهمن یشت :

 

" زرتشت گفت : ای دادار جهان ! نشانه ی دهمین صد سال چه باشد ؟ اورمزد گفت :

 

ای سپتامان زرتشت ! چون هزاره به سرآید پست ترین هنگام آید و دیوان خشم و

 

ژولیده موی برسند . آنان به یاری جادو ده های ایران را که من اورمزد آفریدم ویران

 

کنند ....

 

 

minoo.blogfa.com

 

 

و دین و پیمان و شادی را از بین ببرند و دین من به نیستی رسد ...ده های ایران را که

 

من اورمزد آفریدم به آز و دروغ و فریب پر کنند ... دار و درخت بکاهد ...گمان کنند

 

کار صواب انجام می دهند ولی راهی که می روند به دوزخ است ... ابر بی باران آید

 

و باد گرم و باد سرد وزد ... مردم ایران به سوی باختر  ( غرب )  تباه شوند  و  به

 

سبکی و آلودگی رسند ... مردم در پزشکی زبردست باشند چنان دارو و درمان به کار

 

برند که هرچند کسی رو ه مرگ است پس او نمیرد ... و گنجهای نهان زیر زمین ایران

 

پدید اید و سلطنت به غیر ایرانی رسد ... شب روشنتر از روز باشد ... و ایمان به معاد

 

برود و ...

 

minoo.blogfa.com

 

 

زرتشت از اورمزد پرسید : دادار ! چه هنگام دیوان تباه شوند ؟

 

اورمزد گفت : ای سپتامان زرتشت ! هرگاه نشان سیاهی در خراسان پیدا شود ... و شبی

 

که ظاهر شود ستاره از اسمان فرود آید  ...

 

minoo.blogfa.com

 

زرتشت گفت : ای دادار ! نشانه ی او با من بگو تا با مردم بگویم . اورمزد گفت : بگو

 

چون ستاره ی اورمزد به اوج بلندی رسد و ناهید را فرو افکند لشکر بیشمار پادشاه از

 

سیستان و پارس و خراسان آیند و با دیوان خشم بجنگند .... در کنار اروند رود سه

 

جنگ بزرگ باشد و سپاه بیشماری به جایگاه دیوان بتازندو أندنان كشتار نمايند که هیچ

 

دشمنی تا آن زمان ندیده است . ای سپتامان زرتشت چون زمان دشمن سر برود در یک

 

شب تباه خوهد شد . .. و این ده های ایران که من اورمزد آفریدم دوباره آباد شوند ...

 

minoo.blogfa.com

 

minoo.blogfa.com

 

و زمین از دیوان تابع اهریمن پاک شود و شادی و رامش و سرور با ایرانیان باشد .

 

……………………………………………………….

 

minoo.blogfa.com

 

و سپاس بی کران تو را

 

ای پروردگار من

 

ای یزدان پاک

 

که مرا ایرانی آفریدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


واژه های فارسی سره (1)

واژه هاي فارسي سره (1)  GotSmiley for FREE! Click Here 

----------------------------------

جايگزين واژه هاي عربي

=================

آتي : آينده

آتيه : آينده

آثار : نشانه ها - يادگارها - يادبود

آحاد : يکايک - يگانه ها

آداب : آيين ها - روش ها

آفت : گزند - آسيب

آلام : دردها - رنج ها

آمال : اميدها - آرزوها

ابتهاج: شادي کردن - شادماني

ابتياع: خريدن - فروختن

ابدا : هرگز - هيچگاه

ابدالدهر : جاودان - هميشه

ابراز : آشکار کردن - پيدا کردن

ابلاغ : رساندن

ابله : بي خرد - نادان

ابهام :پوشاندن - پوشيده گفتن

ابهت : شکوه - بزرگي

اتحاد : پيوستگي - يگانگي - يکدلي

اتساع : گستردگي - فراخ شدن

اتصال : رسيدن - پيوستن

اتفاق : پيش امدن - رويداد / يگانگي - همداستان شدن

اتلاف : نابود کردن - به باد دادن

اتمام: سپري کردن - پايان دادن

اثر : نشان - نشانه

اثنا : هنگام

اجابت : پذيرفتن - پاسخ دادن - بر آوردن

اجانب : بيگانگان

اجبار : واداشتن

اجحاف : دست درازي - ستم کردن

اجداد : نياکان

اجرا : انجام دادن - کاربستن

اجرت : مزد - دستمزد

احتراز : دوري کردن - کناره گيري کردن - پرهيز کردن

احتراق : سوختن - سوزاندن

احضار : فراخواندن

احکام : فرمان ها - دستور ها

احمق : کودن - بي خرد

اختصار : کوتاه کردن - کوتاهي

اختصاص : برگزيدن - ويژگي

اختفاء : نهفتن - پنهان شدن

اختلاط : درآميختن - آميزش - آميختگي

اختلال : آشفتگي - نابساماني

اخذ : گرفتن

اخراج : بيرون کردن

اخطار : آگاهي - هوشياري

اخلال : به هم زدن

ادراک : پي بردن - دريافتن

ادعيه : نيايش ها

اديب : سخندان - سخن شناس

ارتعاش : لرزيدن - لرزه

ارتقاء : پيش روي کردن - پيش رفتن

ارجاع : بازگرداندن

ارضاء : خشنود کردن

ازدياد : فزوني - افزوني - افزون شدن بسيار شدن

ارکان : پايه ها

ازاله : پاک کردن - تراشيدن

ازدحام : انبوهي - انبوه شدن

ازل : بي آغاز - هميشگي

ازلي : ديرين - ديرينه - بي آغاز

اسارت : بردگي - گرفتاري - دستگيري

اساطير : افسانه ها

اسامي : نام ها

اسبق : پيش تر - پيشين تر

استبداد : خودکامگي - خودسري

استتار : پوشيده شدن - در پرده شدن

استحضار : به ياد آوردن - آگاهي

استحقاق : شايسته بودن - شايستگي - سزاواري

استحکام : استواري - پاي داشتن

استخدام : کار دادن - به کار گرفتن

=================================

واژگان ديگر در روزهاي آينده ! به زودي !  GotSmiley for FREE! Click Here 

------------------------------------------------------------------

به اميد روزي که همه به "فارسي گفتن " و

"فارسي نوشتن" خو بگيريم   GotSmiley for FREE! Click Here 


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


شهد شیرین فارسی

زبون فارسي هميشه مظلوم بوده .قبل از انقلاب به بهونه ي

پالايش زبون فارسي از واژه هاي بيگانه واژه هاي عربي

رو از کتابا و روزنامه ها و ... پاک مي کردن اما از اون طرف

سيل واژه هاي انگليسي و فرانسوي و بي هيچ مانعي وارد

مي شد و در عمل ! به کار بردن اين واژه ها به عنوان يه

ارزش تبليغ مي شد و هر کس که بيشتر از : مرسي و اوکي

و کيس و ... استفاده مي کرد به اصطلاح ! با کلاس تر بود!

حالاهمون قصه يه جور ديگه داره تکرارمي شه با اين تفاوت

که اين بار واژه هاي انگليسي و فرانسه پاک مي شن ولي

کلمات عربي نه تنها کم نمي شن بلکه عملا کاربرد اونا

روز به روز بيشتر ميشه . حالا ديگه بعضيا برا کلاس گذاشتن

( از نوع ديگر ) از عباراتي مثل : ...اسعدکم الله ...آجرکم الله

...مشعوف...علي ايحال و ...استفاده مي کنن .

خلاصه اينکه اين ميون فقط زبون شيرين فارسيه که مرغ

عزا و عروسي شده !و به نام نجات ! (دانسته يا ندانسته)

داره نابود مي شه .

انشاءالله به زودي بخشي رو تقديمت خواهم کرد با نام :

واژه هاي فارسي سره که معادل هاي فارسي کلمات عربي

رايج رو ارائه مي کنه .

تو رو خدا يه نگاهي به همين متني که من نوشتم بنداز.

خداوکيلي عربياش بيشتر از فارسياش نيست!!!؟

آخه به ما ( نه شما ) هم ميشه گفت فارسي زبون!؟

مي شه گفت ايراني !؟

به زودي مي بينمت با يه پياله از شهد شيرين فارسي.


[+] فرهنگ. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


Designed by Mosaafer