تبليغاتX
مینو
جشن انقلاب با اسناد تاریخی

                         

minoo.blogfa.com    

   

جشن انقلاب مبــــــارک 

        

اسناد و عکسهای تاریخی

در مورد خاندان پهلوی

از فردا در

مـــــــــــــــینو

 


[+] دنیای سیاست. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


دفاعیات یک مارکسیست

خسرو گلسرخی

 یکی از چهره های شاخص و رهبران جریان چپ در ایران

چریک مبارز مارکسیست

در جلسه ی محاکمه ی خودش در دادگاه نظامی شاه

در سال 1352 

در دفاعیاتش ، سخنانی بسیار شنیدنی ( خواندنی ) و تحسین برانگیز بیان کرده

که شنیدن بخشی از اونها ، از زبان رهبر چریکهای مارکسیست !

بسیار حیرت انگیز ، و البته ! تأمل برانگیزه

.......................................................

متن کاملش رو می تونید در ادامه ی مطلب ملاحظه کنید

...............................................

 

       

 

گزیده ای از دفاعیات گلسرخی :

==================

_ ان‌الحياة عقيده و جهاد. سخنم را با گفته‌اي از مولاحسين شهيد بزرگ خلق‌هاي خاورميانه آغاز مي‌كنم....

_ من كه يك ماركسيست-لنينيست هستم براي نخستين بار عدالت اجتماعي را در مكتب اسلام جستم و آنگاه به سوسياليسم رسيدم ...

_ آن‌چه را خلق‌ها تكرار كردند و مي‌كنند راه مولا حسين است...

_ در ايران ما با ترور افكار و عقايد روبرو هستيم ...

_ اصلاحات ارضي در ايران تنها كاري كه كرده راه‌گشايي براي مصرفي كردن جامعه و آب‌كردن اضافه توليد بنجل امپرياليسم است...

_ من به نفع خودم هيچي ندارم بگويم ...

_ من فقط به نفع خلقم حرف می زنم ...

_ هنگامي‌كه ماركس مي‌گويد: در يك جامعه طبقاتي ثروت در سويي انباشته مي‌شود و فقر و گرسنگي و فلاكت در سوئي ديگر در حاليكه مولد ثروت طبقه محروم است ؛ و مولا علي مي‌گويد؛ قصري برپا نمي‌شود مگر آن‌كه هزاران نفر فقير گردند؛ نزديكي‌هاي بسياري وجود دارد چنين است كه مي‌توان در اين تاريخ از مولا علي به عنوان نخستين سوسياليست جهان نام برد ...

_ زندگي مولاحسين نمودار زندگي كنوني ماست كه جان بر كف براي خلق های محروم ميهن خود در اين دادگاه محاكمه مي‌شويم ...

 

...............................................

خوشتر آن باشد که سر دلبران      گفته آيد در حديث ديگران

........................................

راستی !

کی واقعاً علی رو شناخته ؟

کی واقعاً حسین رو فهمیده ؟

کی واقعاً به راهشون ایمان داره ؟

کی واقعاً مسلمونه ؟

کی واقعاً شیعه س ؟

..............................................................

متن کامل دفاعیات گلسرخی رو ، در ادامه مطلب بخونید

............................................................................

 


[+] دنیای سیاست. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


یه ادعا ! یه عکس !

      

                                                                                   

این دل من گاهی بدجوری منو ضایع میکنه  ... می پرسی " چطور " ؟ ... خب نمونه ش همین حالا ! نا سلامتی قرار بود توی این پست در مورد خرمشهر بنویسم تازه وعده ش رو هم داده بودم اما به دلم افتاد که ازش بگذرم . نمی دونم چرا . اتفاقا یکی دو نکته راجع به خرمشهر بود که به نظر خودم مهم هستن اما اینجوری شد دیگه !

حقیقتش رو بخوای ... من که عقل درست و حسابی ندارم ... فقط منم و همین یه دونه " دل " ! اون هم چه دلی !؟

من که خودم خیلی وقتا دلم واسه دل خودم میسوزه . آخه همه دلهای عالم دلشون به این خوشه که رفته ن یه سینه ی با صفا پیدا کرده ن و توش آروم گرفته ن ... این دل من هم دلش خوشه که خیر سرش ! برا خودش سینه پیدا کرده ! حیوونکی اومده توی یه سینه ای نشسته که مفت نمی ارزه ! ... غلط نکنم روزی که دل منو آفریده ن  یا " آدم قحطی بوده " یا اینکه این دل بیصاحب مونده ی من هم مثل خودم بد شانسه ! ... وای که چقدر هم دلنازکه این دل من ! تا میگم بالای دهلیزت آئورته زودی دلگیر میشه ... بخاطر همین من هم اینجور موقع ها که دلم بهم میگه : " دلم میخواد راجع به فلان موضوع بنویسی " بهش " نه " نمیگم .

ای بابا ! ... تو دل این یه ذره مطلب ! چقدر " دل " نوشتم.اوضاع حسابی"  دل تو دل " شده ... بهتره تا شیر تو شیر نشده برم سر اصل مطلب .

 

     

 

سالها پیش بود . یه روز که قدم زنان از نزدیکی های یه مسجد میگذشتم از بلند گوی بیرون مسجد صدای یه سخنران رو میشنیدم . معلوم بود نواره ! یه نوار قدیمی مال 30 – 40 سال پیش . سخنران داشت با صدای بلند و خیلی پر حرارت صحبت میکرد . میگفت : ... من از اون آخوند هایی نیستم که یه حرفی بزنم بعد برم بشینم چرت بزنم ! من وقتی حرفی میزنم دنبالش رو هم میگیرم ...

تو دلم گفتم : بابا ای ول ! خوشم اومد ! به این میگن آخوند ! اصلا کسی که قراره جای پیغمبر بشینه باید هم اینجور عرضه و جربزه داشته باشه . تو همین لحظات که هنوز از مسجد کاملا دور نشده بودم یه جمله ی دیگه از بلند گو شنیدم که یهو مخم قفل کرد ! ... سخنران خیلی محکم تر و قاطع تراز قبل فریاد زد:

" ... والله تا امروز از احدی نترسیده م ! ... "

یه لحظه اصلا موندم ! خیلی حرف سنگینی بود ! خیلی ادعای بزرگی بود ! ...

اگه سخنران بچه ی آبادان بود میگفتم : خب . طوری نیست . داره لاف آبادانی میزنه . اما اون آبادانی نبود اهل خمین بود .

اگه قسم نخورده بود میگفتم : خب . طوری نیست . اغراق معمول محاوره و سخنرانیه . اما اون قسم خورده بود . اونهم قسم به لفظ جلاله " الله " .

اگه یه آدم معمولی کوچه و بازار مثل خودم این حرف رو زده بود میگفتم : خب . اینهم مثل بقیه ی قسم های دروغ توی بازاره . اما اون یه آدم معمولی نبود یه فقیه بود یه مجتهد یه مرجع تقلید !!!

 حالا چی میتونستم بگم ؟ آخه این که دیگه دروغ نمیگه ! اون هم قسم دروغ ! اون هم قسم دروغ به لفظ جلاله !؟ نه ! هرگز

اینو مطمئن بودم . اما واقعا چطور میشه ؟ از احدی نترسیده ؟

هوش و حواسم رفت توی یه عالم دیگه ... هر چی ازش میدونستم و دیده یا شنیده یا خونده بودم توی ذهنم زنده شد ... بچگی هاش و نسبش و شجاعت مثال زدنی پدر و عمه ش ... عقایدش و سخنرانیهاش ... مبارزاتش ... یادم اومد که توی فضای خفقان و رعب و وحشت ساواک که برای اسم بردن از شاه باید یه سطر القاب رو ردیف میکردی ... اون چطور از موضع قدرت و در ملا عام توی سخنرانیش شاه رو "بیچاره و بدبخت " خطاب میکرد و علیه ظلم و جور و فساد و دسیسه های خودش و آمریکا و اسرائیل افشاگری میکرد ... جریان کاپیتولاسیون ... فیضیه ... انقلاب سفید و ... و جریان شب دستگیری( آخرین دستگیری ) که مامورین ساواک به منزل بغلی ریخته بودن و مردم رو آزار میدادن خودش رفت جلوی مامورین و فریاد زد : روح الله خمینی منم ! شما خمینی رو میخواید چرا مردم رو اذیت میکنید ؟ ... وهر بار محکم تر و قاطعتراز دفعه ی قبل!

که حکایتش مثنوی هفتاد من کاغذ میشه و خودتون بهتر از من خبر دارین . اما همه ی اینها به کنار :

حتما شنیدین که میگن : چشم های آدم نمیتونه دروغ بگه !

حتما شنیدین که میگن : رنگ رخساره خبر می دهد از سر ضمیر !

پس حالا لطفا به این عکس نگاه کنید

 

 

 

 

همه مون خوب می دونیم که آثار ترس در انسان ( حتی در کمترین درجه ش ) به خوبی توی چهره ش پیدا میشه و هرگز نمیشه پنهونش کرد . از ظاهر عکس هم پیداست و شاید نیازی به توضیح نباشه که این عکس متعلق به چه زمانی و چه شبی و چه فضاییه !

خواهش میکنم خوب به چهره ها نگاه کنید . به راحتی می تونین اضطراب و نگرانی رو توی چهره ی افراد این عکس تشخیص بدین . به حالت صورت و بخصوص چشم ها نگاه کنید .

نکته ی خیلی مهم اینه که اون افرادی که اطراف سوژه ی اصلی هستن و مضطرب و مشوش هستن هیچکدومشون نه سر پیازن و نه ته پیاز ! حکومت و ساواک با اونها کاری نداره ! اونها دنبال مرد وسط تصویرن و همه ی خطرات شکنجه و شهادت متوجه شخص وسط عکسه !

حالا به چهره ی مرد وسط تصویر خوب نگاه کنید . چی می بینید ؟ آیا کوچکترین آثاری از ترس یا اضطراب و نگرانی می بینید !؟ تنها چیزی که توی این چهره هست نهایت آرامش و اطمینان قلبیه ! و جالب اینجاست که دیگران در تشویش و نگرانی هستن اما خود شخصی که شدیدا در معرض خطره در نهایت آرامش !

از خودم پرسیدم مگه آدم از چی میترسه ؟ مگه بالاترین خطر که آدم رو تهدید میکنه خطر حبس و شکنجه و مرگ نیست !؟ مگه بالاتر از اینها هم چیزی هست که موجب ترس بشه ؟

خب وقتی یه نفر توی اون شرایط خفقان و فضای وحشت حاکم و خطر مرگ و شکنجه و ... اینقدر آرام و مطمئنه ! آیا اسمش چیزی غیر از شجاعته ؟ و از این مهتر کسی که از این چیز ها نترسیده مسلما از چیز های دیگه که کمتر از اینها هستن هم نترسیده ! پس ...

گرچه سوابق و مبارزات و همه ی زندگیش همگی دلیل محکمی برای اثبات صادقانه بودن اون ادعای توی سخنرانیه ( جالبه که همون سخنرانی رو هم در همون فضا ایراد کرده ! ) اما  اگه هیچکدوم از اونها نبود همین عکس هم کافی بود تا ثابت کنه اون صداقت داشته وقتی که میگفت :

" ... والله من تا امروز از احدی نترسیده م ... "

...............................................................................................................

 

من شجاع نیستم

 

اما

 

شجاعت اونو خیلی دوست دارم

 

و

 

خودش رو بیشتر از شجاعتش !

 

 

 

 


[+] دنیای سیاست. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


قیمت جان در بازار سیاست

 

 

قیمت جان در بازار سیاست

 

.......................................

 

 

حادثه ای که اتفاق افتاد خیلی تلخ بود . منو هم مثل تو غمگین کرد .

 

سقوط هواپیما رو میگم . هواپیمای سی – 130 ارتش . خود من قبلا

 

با این هواپیما ها پرواز کردم . چهار ردیف نیمکت توری داره که

 

سرنشینها روبه روی هم روی اونا میشینن . هیچکس صندلی ! نداشت .

 

همه مون مهربانانه !!! به هم چسبیده !!! نشسته بودیم . و جالب تر این

 

اینکه مسئولین پرواز وقتی دیدند که هواپیما پر شده و هنوز تعدادی

 

مسافر باقی مونده ن  به ما گفتن : لطفا یه کم فشرده تر ! بشینید تا بقیه

 

هم بتونن سوار بشن !

 

از کمربند ایمنی هم خبری نبود ! ( حد اقل هواپیمای ما نداشت ) آخه

 

این هواپیما اصلا  یه هواپیمای سیویل نیست و برای حمل بار و یا

 

نیرو های چترباز طراحی شده که اونها هم تجهیزات خاص خودشون

 

رو دارن .

 

وقتی این خبر رو شنیدم مثل همه ی شما متاثر شدم اما چیزی که

 

بیشتر منو عذاب میده یه مساله ی دیگه س !

 

حتما خودت هم دیدی که از زمان وقوع حادثه  تلویزیون طوری عمل

 

میکنه که انگار آسمون روی سر ملت ایران خراب شده و فجیع ترین

 

حادثه ی تلخ تاریخ کشور رخ داده !

 

اشتباه نکن !!!

 

من منکر تلخی این اتفاق نیستم  !!!

 

ولی گذشته رو هم فراموش نکردم و نمی تونم مانع تحلیل مسائل توسط

 

مغزم بشم !!!

 

من هنوز فراموش نکردم که وقتی هواپیمای مسافربری در لرستان ! به

 

کوه اصابت کرد تکه تکه شد ! اجساد مسافر ها  که ریز ریز شده بود

 

  لا به لای صخره ها جا مونده بود .روزها طول کشید و کوه نوردها و

 

صخره نوردهای حرفه ای و نیروهای ویژه ی تکاور و هلال احمر

 

و ارتش و ... روزها در شرایط سخت جوی تلاش کردند تا آیا بتونن

 

قطعه ای از بدنشون رو به خانواده هاشون برسونن یا نه .

 

و چه زجری کشیدند خانواده هاشون از این وضع پیش آمده .

 

چرا اون موقع اینطور تبلیغ ! نمیکردند ؟

 

چرا اون موقع مقامات صدر و ذیل مملکت مثل حالا  وا مصیبتا !!!

 

نمیگفتند !؟ من علتش رو بهت میگم اما قبلش اینو هم بگم که 

 

هنوز یادم هست فاجعه ی قتل عام شدن روستای اطراف نیشابور بر

 

اثر انفجار قطار ! گروه کثیری از هموطنان روستایی !!! ما تکه تکه

 

شدند و ... و یادم هست که ...

 

از تو میپرسم . کدوم حادثه بزرگتر و دلخراشتر بود ؟

 

آیا اون موقع هم آقایان ! اینطور عکس العمل نشون دادند؟ نتیجه ی

 

اون انفجار چی شد ؟

 

اون سر و صدا هایی هم که اون موقع به راه افتاد به عقیده ی من

 

سیاسی بود . و اگه خاتمی رئیس جمهور نبود و مخصوصا اگه

 

شخص خرم ! وزیر راه نبود اون سر و صدا ها هم بلند نمی شد !

 

هرجند   مهم نتیجه ی کار بود . اما  نتیجه چی شد؟

 

 اونها که مهم نیستند !!!

 

 اونها که تهرانی نیستن !

 

 اونها اگه اعتراض هم بکنند سیاستمداران ما به خطر نمی افتند !

 

اونها اگه اعتراض هم بکنند پرستیژ بین المللی دولت ما به خطر

 

نمیفته! اونها كه دهاتي هستند و دستشون به جايي بند نيست

 

پس تو هم فکرشو نکن ! مهم نیست !

 

مهم !!! فقط تهران نشین ها هستند که نباید ناراحت بشن. چون اگه

 

اعتراض کنن اونوقت خیلی افراد دیگه هم که دل پری دارند اینو

 

بهونه میکنن و مطالبات بحق یا نا حق خودشون رو مطالبه میکنن !

 

و خیلی های دیگه هم که دنبال بهونه برای آشوب میگردن و ...

 

و مهمتر از همه اینکه :

 

اگه تهرانی ها بپرسند  : "چرا " دولت هیچ جواب قانع کننده ای نداره

 

که بده پس نباید موقعیت اعتراض پیش بیاد پس باید به اهالی پایتخت !

 

باج داد و حساب دیگه ای برای اونها باز کرد .

 

کار به جایی رسیده است که واژه ی مقدس شهید هم دست آویزی

 

برای باج دهی به پایتخت نشینان شده است ! اگرچه در برخی از

 

احادیث  بعضی از مرگ ها را مستوجب ثواب شهادت ذکر کرده ن

 

 اما مسلما این بدان معنی نیست که عنوان شهید به این افراد نیست !

 

به ویژه اینکه واژه ی شهید در کشور ما  تعریف مشخص و خاصی

 

داره و آثار متعدد قانونی داره .

 

اگر واقعا حضرات معتقدند که " باید به افرادی که در راه ماموریت

 

شغلی کشت میشوند " عنوان شهید داد  پس چرا به آقای دادمان

 

وزیر اسبق راه و ترابری در کابینه ی خاتمی که در راه ماموریت

 

شغلی و اتفاقا بر اثر سقوط هواپیما جان باخت عنوان شهید ندادند

 

و در رسانه ی ملی از وی با عنوان مرحوم دادمان  نام میبردند ؟

 

اما میبینیم که درهمون  رسانه  کشور به کشته شدگان این حادثه

 

لقب شهید میدن !

 

عجیبه ! خبرنگاران چقدر عزیز و مهم شده اند !!!  

 

و مانور هایی هم که در زمینه ی زیر ذره بین بردن کشته شدن

 

خبرنگاران صورت میگیره ظاهرا این هدف رو دنبال کند که

 

رساننده ی این پیام باشه  :

 

           " مردم تهران ! ببینید که خود ما هم کشته داده ایم

 

             فقط شما نبوده اید پس یه وقت شلوغ نکنید ها ! "

 

 

و یادت باشه که این حادثه درست همزمان با برگزاری اجلاس سران

 

سازمان کنفرانس اسلامی و در آستانه ی شروع مذاکرات هسته ای !

 

رخ داده !  که همین نکته موجب میشه بازتاب اعتراضات و آشوبهای

 

احتمالی تهرانی های عزیز !!! بسیار گسترده بشه و آبروی سیاسی

 

سیاستمداران سوگوار !!! ما رو ببره . و فشار سیاسی به اونها رو

 

مضاعف کنه !

 

پس کاملا منطقیه ! که یک موی پایتخت نشین ها با ارزشتر از جان

 

سایر افراد ملت باشه . مخصوصا اگه " دهاتی " !!! باشند .

 

پس باید به هر قیمتی که شده تهران نشین ها رو ساکت نگه داشت !!!

 

حرفام خیلی طول کشید ببخشید .آخه دلم پر از نا گفته هاست و وقتی

 

یه گوشه ش سر  باز کنه کنترلش از دستم خارج میشه .

 

یه وقت اشتباه نکنی ها ! من نمیگم چرا بخاطر جان پایتخت نشین ها

 

تبلیغات پر سر و صدا میشه !

 

من نمیگم چرا جون تهرانی ها مهمه !

 

من میگم : چرا جون بقیه کم اهمیته !؟

 

نتیجه ی اخلاقی قصه :

 

خون تهرانیها رنگین تر نیست بلکه این خون سایر مردمه که کمرنگتره

 

در واقع خون هردو کمرنگه و این حرارت جو سیاسیه که خون

 

تهرانی ها رو افروخته تر کرده و به غلط رنگین تر به نظر میرسه

 

میگی نه ؟

 

صبر کن و ببین . آبها که از آسیاب بیفته باز همون آش میشه و همون

 

کاسه ! . همونطور که قبلا تجربه کردی .

 

بهتره که دیگه ادامه ندم . حقیقتشو بخوای الآن یاد فرمایش امیر دلها

 

افتادم  ( بلا تشبیه ! ) که فرمود : این شقشقیه ای بود که فرو نشست

 

پس بهتره من هم ادامه ندم .

 

                      .............................................

 

 عذر خواهی میکنم از اینکه فی البداهه و بدون ویرایش نوشتم .

 

                     ..............................................

 

  

 


[+] دنیای سیاست. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


اعلام خطر !

 

 

اگه عجله داری  این مطلبو ذخیره کن و بعدا بخونش

( 2 )

نظرات ارزشمند دوستان رو در مورد اعلام خطر خوندم

لازم دیدم برای روشنتر شدن موضوع

مطالبی رو اضافه کنم که ملاحظه میکنید

این نسخه ی کاملتر اعلام خطره .

لطفا  مطالعه و اظهار نظر  بفرمایید

 

 

اعلام خطر( 2 )

 

اقدام سمبلیک !!!

و

سیگنال دیپلماتیک !!!

 

متاسفانه !!!

امشب شب 13 ابان بود!

اینگونه مناسبتها در کشورهای مختلف با تبلیغات فراوان

 بزرگ داشته میشن و از آن برای ایجاد و تقویت

عزم ملی  احساس عزت و وطن پرستی

 درملت استفاده میکنند

اما اگه دقت کرده باشین توی کشور ما به طرزی  ظاهرا

 حساب شده ! و هدفدار !

این مناسبت تحت الشعاع ! مسائل دیگه قرارگرفته .

ونه تنها به ملت ! روحیه و احساس غرور نمیدن !

بلکه عملا !

سعی درترساندن مردم و ایجاد روحیه ی تسلیم می شه !

امشب شبكه 3 سيما

در يك اقدام سمبليك !

 درست در شب 13 آبان !!!! !

 فیلمی 100 %

سیاسی – تبلیغی محصول آمریکا

 رو در بهترین ساعت پخش نمایش داد

به نام پسران بد 2

 که با امکانات سنگین و پیشرفته ی سینمایی

   ازآمریکا چهره ای

 قدرتمند ! و شکست ناپذیر ! رو القاء می کنه

که به راحتی و غافلگیرانه توسط 7 نفر به

 کوبا !!!

 ( سمبل مقاومت ضد آمریکایی )

 حمله میکنند و با قدرت ! هدف رو در عرض چند !دقیقه

نابود میکنند.

 وپیروز !!! و سرافراز !!! به آمریکا برمیگردن.

انتخاب 13 آبان به عنوان زمان پخش این فیلم

 خیلی مهم و قابل تحلیله 

پخش این فیلم !!!

مخصوصا ! در این شب !!!

  نشون میده که بعضی ها !

بر خلاف ظاهرشون ! می خوان ملت رو بترسونن                 

 تا لابد بعدا بگن

چون شما ملت ! می خواین

 ما هم به خاطر شما !

ذلیلانه !!! به آمریکا میگیم غلط کردیم !

 تا باهاش رابطه برقرار کنیم.

ترسوندن ملت از قدرت پوشالی هالیوودی آمریکا !

 که خود آمریکا نتونسته انجام بده !

( توسط تلویزیون رسمی ایران !) چه معنایی داره؟

 خدمت به دشمن ملت !؟

 نوکری بی مزد و مواجب !!!!!! ؟

یا چیز دیگه ؟                                                

 به من هم بگین.                                                                                              

آیا چنین کاری

خیانت به ملت ایران و انقلاب و خونهای ریخته شده

اعم از

مسلمان – مسیحی – یهودی – زرتشتی  ...

و همه ی وطن پرستان ایرانی !

  محسوب میشه ؟

از طرف دیگه :

پخش چنین فیلمی  ! در چنین شبی ! در حقیقت یه

" سیگنال دیپلماتیک "

بود که به اون ور آب ! فرستاده شد به این مضمون :

ای آمریکا !

امروز روز 13 آبان است

روز تسخیر لانه ی جاسوسی تو!

روز مبارزه !؟ با استکبار جهانی

ما در این روز !

 به قدرت مخوف و شکست ناپذیر تو اقرار میکنیم

و شهادت میدهیم که تو پادشاه دهکده ی جهانی هستی

و اعتراف میکنیم که از عزت و استقلال پشیمانیم

و اعلان می کنیم که

شعار استقلال کشک بود ! 

و خون ملت هم پشم بود !

ما از تو میترسیم !!!

13 آبان سمبل قدرت ! عزت ! کرامت !

وآمریکا ستیزی ملت ماست و

 اهالی سیاست هم اینو خوب می دونند.

طی سالهای گذشته بعضيها دوست داشتند كه

این مراسم اجرا نشه ! یا لا اقل بی محتوی و دولتی بشه

اگه یادتون باشه

 قبلا مراسم 13 آبان رو دانشجوها برگزار میکردن

اما بعدا که ظاهرا سیاست رسمی اما مخفی!دولت

 سازش و ایجاد رابطه با آمریکا بود

اجراي مراسم از دست دانشجویان خارج شد

 تا لابد قابل کنترل باشه

(هرچند همین دانشجوها هم بعدا بازیچه ی یه تفکر دیگه شدن)

اما از ترس نیروهای انقلابی

 شعارهایی صرفا با مصرف داخلی ! سر داده میشد

 وقتی سرپرست هیات مذاکره کننده ی ایرانی

در کوران مذاکرات هسته ای و

رجزخوانی های اروپا و امریکا !

 در برنامه ی زنده تلویزیون دولتی !

در يك اقدام ضد امنیت و منافع ملي  میگه

ملت ما خواستار دردسرنیست !!

آشنایان به زبان دیپلماسی خیلی خوب مي فهمند که این

یعنی :

ای اروپا شما نگران مقاومت احتمالی ایران نباشید

 ما اهلش نیستیم !

شما با خیال راحت به کشور ما فشار بیارید و امتیاز بگیرید !

وقتی جلوی دوربین این حرفارو میزنن دیگه پشت درهای

بسته چه خبره !!!؟

آیا ضرغامی سرخود عمل کرده ؟

 باید منتظر موند و دید .

هر کسی که الفبای سیاست رو بلد باشه

دیگه تا حالا فهمیده که هر دو جناح سیاسی

 مشتاق تجدید ارتباط با آمریکا (شیطان بزرگ سابق) هستن

و میخوان این افتخار !!! نصیب خودشون بشه !

کافیه یه نگاه سطحی به مواضع و عملکرد دو جناح

در سالهای اخیر بندازین .

 البته هیچکدوم جرات نمی کنن یا روشون نمیشه

 حرف دلشون رو بزنن .

در پایان اینکه :

ملت ما ابله نیست

 ابله کسیه که ملت رو ابله فرض کنه !

من منتظر میمونم تا ببینم کسی از مسئولین اعتراض میکنه یا نه

من مخالف کور ارتباط با آمریکا نیستم اما

چیزی که منو عذاب میده

 اقدام از موضع ذلت !!!

و عدم صداقته !

من میگم آقایون !هرچی تو دلتونه

راست و حسینی

رک و پوست کنده بگین

بابا !

مرگ یه بار ! شیون هم یه بار !

................................

 

قابل توجه افرادی که به تحلیل من می خندن !!!

 

فراموش نکنید که چند سال پیش یک فیلم آمریکایی که

 در یک روز عادی ! و با مضمون زندگی یک ورزشکار

 المپیکی آمریکایی از تلویزیون پخش می شد

ناگهان ! با دستور از بالا !  پخش آن در نیمه ی فیلم قطع شد و

ناظر پخش سیما نیز توبیخ شد !

من خودم شاهد قطع ناگهانی فیلم بودم و

این توضیحات را گوینده ی سیما اعلام کرد.

فکر کنم اسم فیلم دونده بود از شبکه یک

اما حالا چی !؟

....................................................

لطفا نظرت رو به من بگو

مخصوصا اگه فکر میکنی من اشتباه می کنم .

و اگه هم با من موافقی

 به این مطلب لینک بده

و اعتراضت رو به صدا و سیما با تلفن و ای میل

اعلام کن

-----------------------------------------------

امیدوارم به زودی رهبر انقلاب به این امر رسیدگی

و با عوامل آشکار و پنهان این " توهین بزرگ به ملت "

برخورد کنند . برخوردی یادآور خروش خمینی !

 تنها کسی که میشه بهش پناه برد و درددل کرد ایشونن

 

 

 


[+] دنیای سیاست. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


سفارت ... دانشجو ... اشغال

 

لطفا اين مطلب رو ذخيره کن و بعد سر فرصت بخونش !

.............................................................

minoo.blogfa.comminoo.blogfa.comminoo.blogfa.com

 

سفارت !

 

دانشجو !

 

اشغال ! 

 

۴۴۴ روز بحران !

 

چرا !؟

 

--------------------------------------------------------

" تاملي در زمينه ها علل و انگيزه هاي اشغال سفارت آمريکا "

---------------------------------------------------------------------------

انقلاب با دو رويکرد

انقلاب ملت ايران در واقع مبارزه اي بود با دو وجه :

ضد استبدادي و ضد استعماري .

اما در ميان نيرو هاي همراه انقلاب عده اي نسبت به انقلاب

تنها رويکردي ضد استبدادي داشتندو هدف ازمبارزه را

در ساقط کردن حاکميت مستبد خلاصه مي کردند

مرحوم مهندس بازرگان از جمله شاخص ترين عناصري

بود که با چنين رويکردي در صف قرار گرفته بود .

و در کتاب " آفتاب توحيد "خود تصريح کرده بود که مبارزه ي ما

يک مبارزه ي ضد استبدادي و آزاديخواهانه است. البته اين گروه از

مبارزان منکر ماهيت وابسته ي رژيم مستبد به قدرتهاي خارجي

نبودند اما براي وجه ضداستعماري نهضت اهميتي قائل نبودند.

برخي عناصر حتي معتقد به لزوم دگرگوني هاي بنيادي

و انقلابي در نظامو ساختار حکومتي نيز نبودند و تصور مي کردند

با از بين رفتن استبداد و رژيم سلطنتي و ايجاد اصلاحاتي

در نظام سياسي موجود ميتوان به ساختارهاي مطلوبي براي

اداره امور کشور دست يافت

در مقابل عناصر ديگري مقابله و تعارض با قدرتهاي استعماري

را در کنار تاکيد بر استبداد ستيزي

وجهه ي همت خود ساخته بودند.

آمريکا در ايران !؟

در جنگ جهاني اول آمريکا که از اين حرکت استعماري

طرفي نبسته بود رفته رفته به خود آمد وبراي خود در

گوشه و کنار دنيا مراکزي به عنوان نقاط نفوذ دست و پا کرد

. آمريکا با زيبا جلوه دادن خود و حمايت ظاهري حقوق ملتها

و تظاهر به اينکه در صدد جايگزيني استعمار اروپا نيست

سعي ميکرد با چهره اي زيبا در آن کشورها نفوذ کند.

يکي از استراتژيک ترين مناطق جهان براي امريکا

خاورميانه است.

محمد رضا شاه در سال 1973 ميلادي

مطابق با 1351 شمسي مي گويد :

" اروپا آمريکا و ژاپن خليج فارس را جزء لايتجزاي

امنيت خود مي دانند ولي نمي توانند امنيت آنرا تضمين کنند .

از اين رو ما به جاي انها اين امر را به عهده گرفتيم "

اين نشان دهنده ي کمال مزدوري و بي مايگي و وابستگي

يک عنصر ددمنش و خودکامه است.نيکسون باتوجه به دوستي

ديرينه اي که از دهه 1330 به بعد باشخص شاه و رژيم

سلطنتي و دربار داشت به صورت مطلق از او حمايت مي کرد.

با شکست جمهوري خواهان و پيروزي کارتر( دموکرات)

با وجود حمايت مالي فراوان و علني شاه از

کانديداي جمهوريخواه کارتر بر اساس منافع امريکا

نه تنها سطح روابط خود را با شاه کاهش نداد بلکه

آن را به بالاترين سطح افزايش داد .

سياست کارتر دقيقا به نفع حفظ و حراست مزدوري

مانند شاه در منطقه خاور ميانه بود .

سياست هيات حاکمه ي جديد آمريکا اين بود که با

سياست فضاي باز سياسي و طرح مساله ي حقوق بشر

بتواند رژيم ها و مهره هاي سر سپرده ي خود را در

جهان سوم حفظ کند.کارتر به ايران آمد و رژيم شاه را

بهترين رژيم و شخص شاه را دوست و فردي معرفي کرد که

توانسته است در اين منطقه جزيره ي ثبات را تشکيل دهد

بعد از اين مراحل بود که جنايات شاه و کشتار شاه

به صورت بي سابقه اي در ايران فراگير شد

و تا آخرين مراحل کارتر و دولت امريکا از شاه حمايت کردند.

آمريکا پس از پيروزي انقلب !؟

انقلاب ملت ايران پس از پيروزي در 22 بهمن 57 همچنان

در معرض تهديد عواملضد انقلاب وبازماندگان رژيم پيشين

و به ويژه قدرتهاي خارجي

قرار داشت اين در حالي بود که

دولت موقت به رياست مرحوم مهندس بازرگان

امور اجرائي کشور را در دست گرفت

.نگاهي به ترکيب اعضاي دولت موقت نشان مي دهد

که مديريت دستگاه اجرائي با تفکر مرحوم بازرگان

کاملا همسويي داشت .

بر اساس اين تفکر پس از سرنگوني شاه

انقلاب عملا پايان يافته تلقي مي شد

و لزومي به ادامه حضور گسترده و انقلابي مردم

براي استقرار نظام نوين احساس نمي شد

.قبل از پيروزي انقلاب

بخشي از روشنفکران ملي مذهبي

معتقد بودند که انقلاب يعني همين !

البته !!! اين نيرو ها تا پيش از شهريور 57 هم

اعتقادي به انقلاب نداشتند !

و حاضر نبودند بگويند : " شاه بايد برود "

بلکه مي گفتند :

همين قانون اساسي موجود را مي شود تغيير داد !

اما بعدا که ديدند انقلاب به راحتي در حال تحقق !

و پيروزي ! است و رژيم

در آستانه ي سقوط قرار گرفته است !

تحليلشان عوض شد

( ر . ک . بيانيه هاي نهضت آزادي

صادره در قبل و بعد از شهريور 57)

اعتقاد آنها اين بود که

ما تا 22 بهمن هم زيادي جلو رفته ايم .

همين که شاه را بيرون کرديم کافي است . و نيازي به

تغيير مناسبات اقتصادي و کارهاي انقلابي نيست .

دولت موقت

نسبت به مخالفان انقلاب ملايم و بي قدرت بود

اما نسبت به دوستان انقلاب تند و تيز برخورد ميکرد.

در هفته هاي اول اسفند ماه 57 مردم با تنفر شديدي

که از امريکا داشتند تظاهراتي انجام دادند و

به طرف سفارت آمريکا حمله ور شدند

که خبر ها حاکي از

تيراندازي از داخل سفارت ! به سوي مردم بود .

بازرگان در آن زمان در مصاحبه با روزنامه ي نيوزويک گفت :

" ما با آمريکا روابط دوستانه اي داشته ايم

و مايليم آنرا حفظ کنيم "

در يکي از اسناد سفارت امريکا آمده است که

: " بازرگان ... به ارزش ملاقاتهاي

قبلي ! خود با سفير سوليوان و مامور سياسي

اشاره کرد . مناسبات حسنه با ايالات متحده

از اعتقادات شخص نخست وزير است و هنگامي که

دادن پست وزير امور خارجه به يزدي مورد بحث بود

نخست وزير از يزدي درباره ي

اين نکته پرسيده بود تا اينکه اطمينان حاصل کرد

که يزدي از روابط دوستانه با ايالات متحده

پشتيبباني مي کند

بازرگان قضاوت کرد که ايالات متحده ي آمريکا

در اينکه خواستار مناسبات حسنه ! با ايران است

صميميت ! دارد "

در آن مقطع يکي از قشر هايي که مي توانست

مسائل را به خوبي تحليل کند قشر دانشجو بود

اين قشر نه به يک حزب و جريان سياسي خاص

وابستگي داشت و نه متعلق به يک طبقه ي خاص

اجتماعي بود بلکه گروهي شناور بود که به صورت

فراجناحي و فراطبقاتي عمل مي کرد .

همچنان که دانشجويان

حضور فعالتري در جامعه ي پس از انقلاب پيدا مي کردند

و انسجام مي يافتند اين احساس در ميان آنان

تقويت مي شد که دستگاه رسمي اجرائي کشور که

در دست دولت موقت بود در اداره ي امور از انديشه ها

و آراي رهبر انقلابفاصله مي گيرد و

رويکردي غيرانقلابي دارد .

اين فاصله ي ميان انديشه هاي رهبر انقلاب و دولت موقت

به رياست مهندس بازرگان

دانشجويان را به واکنش واداشت .

براي مقابله با اين وضعيت دانشجويان در صدد

بر آمدند که يک جريان متشکل دانشجويي ايجاد کنند

که نام دفتر تحکيم وحدت را بر خود گذاشت .

آمريکا پس از پيروزي انقلاب همچنان اميدوار بود

که نفوذ و منافعش در ايران حفظ شود .

وقتي که رهبر انقلاب مرحوم بازرگان را به عنوان رئيس دولت

انتخاب کرد امريکا خاطر جمع شد و وقتي ديد دولت موقت

با آن ترکيب بر سر کار آمد

نسبت به آينده اميدوار شد .

آمريکاييها که به دنبال از دست دادن مهره هاي

سرسپرده ي خود در رژيم شاه و از دست دادن پايگاههاي

نظامي سياسي وجاسوسي در ايران

احساس غبن و خسارت مي کردند و سعي داشتند

امور ايران و وضعيت را به شرايط زمان شاه برگردانند

و منافع از دست رفته ي خود را باز يابد

به موازات اين کار از عناصر رسمي و غير رسمي که

در راس امور اجرايي کشور و دولت موقت وجود داشتند

بهره مي گرفتند .و از طرف ديگر حرکتهاي جاسوسي

و ضد امنيتي خود رادر سطح کشور گسترش دادند تا

انقلاب را در همان ابتداي پيروزي و قبل از دستيابي

به ثبات نسبي در هم بشکنند.

اين حرکت حساب شده و دقيقي بود که به دست

عوامل جاسوسي و سياسي - امنيتي آمريکايي

مستقردرسفارت امريکا در تهران پيگيري مي شد و

دستورالعمل ها از واشنگتن به آنها مي رسيد .

اما دولت موقت سعي مي کرد که به خيال خود

دل امريکا را به دست اورد و مشکلاتش از طريق

رابطه با آمريکاييان حل شود .

جريان ليبرال که در داخل ايران

سعي مي کرد امريکا را به صورت قعال در

صحنه ي ايران حفظ کند

تمام خواستهاي آمريکا را اجرا ميکرد

مثلا در ماههاي نخست

فرودگاه را براي اعضاي سفارت امريکا

باز گذاشت و انها مستقيمابه مهر اباد مي آمدند

و وسايل پيچيده ي الکترونيکي و نظامي

و جاسوسي را که

قبلا بهاي آنها را از ملت ايران گرفته بودند خارج کردند.

حتي در مواردي که نيروهاي انقلابي در فردگاه

جلوي اين تحرکات امريکاييان را گرفتند

با اعتراض امريکاييها

دولت موقت دخالت کرد تا اين مانع برطرف شود .

چرا سفارت امريکا اشغال شد !؟

در روزها وماههاي نخست بعد از پيروزي انقلاب

استانهاي کشور دستخوش حرکتهاي جدايي طلبانه

شدند و در ساير استانها گروههاي ضد انقلاب دست

به آشوب و فتنه زدند اعتصاب و تحصن و درگيري

و اغتشاش در ادارات و کارخانه ها فراگير شده بود .

شواهد و قرائني در دست بود که نشان مي داد

اين کارها به نحوي مستقيم يا غير مستقيم

به وسيله ي آمريکا هدايت مي شود .

به اين دليل بود که

بحث اشغال سفارت آمريکا پيش آمد .

به عنوان مرکزي که اگر اشغال شود همه ي

توطئه ها از بين خواهد رفت .

و همينطور هم شد .

به طوري که پس از اشغال سفارت

تمام اينگونه برنامه ها تعطيل شد !

از سوي ديگر نگرانيهاي جدي در مورد عملکرد

امريکا نسبت به انقلاب و حفظ و تداوم ان

احساس مي شد .

در همان ايام نزديک به 13 آبان

يعني قبل از تصرف سفارت امريکا

دولت آمريکا شاه را که تا آن زمان در کشورهاي مختلف

سرگردان بود به بهانه ي ! معالجات پزشکي

در خاک خود پذيرفت !

اين مساله در ايران بازتاب شديدي داشت

.اينطور تلقي مي شد که پذيرفتن شاه

به معني متمرکز کردن برنامه ها عليه

انقلاب حول محور شاه !

اين يک پذيرش عادي نبود !

اين تحليل به اين جهت تقويت مي شد که

قبل از آن يک مورد براي کودتا برنامه ريزي شده بود که در

ان برنامه هم کد هايي که به نظاميان براي اجراي عمليات

مي دادند ازصداي امريکا (راديو) پخش مي شد .

براي تحليلگران سياسي ترديدي باقي نمي گذاشت

که هدايت تمام اين قضايا از يک جاست !

و با اين دلايل به اين جمع بندي رسيدند که

" سفارت امريکا بايد اشغال شود "

فکر اشغال سفارت امريکا يک عکس العمل بود .

اسنادي که از سفارت امريکا به دست آمد ثابت کرد

که تحليل دانشجويان در مورد مسائل امنيتي

درست بوده است !

" فرانسيس آنتوني بويل "

استاد دانشکده ي حقوق دانشگاه ايلينوي آمريکا

در کتاب " سياست جهاني و حقوق بين الملل "

که 6 سال پس از اشغال سفارت نوشته

شده است اذعان مي کند :

" بحران گروگانها در ايران

باتوقيف ديپلماتهاي امريکايي در 4 نوامبر 1979

آغاز نشد

بلکه تصميم کارتر مبني بر پذيرش شاه براي معالجه

که امکانات آن در جاهاي ديگر هم فراهم بود

باعث بروز اين بحران گرديد

اين تصميم به رغم نظر مشاوران و دستگاههاي امنيتي

وبا وقوف کامل به اينکه

تصرف سفارت و توقيف اعضاي ان

واکنش احتمالي ان خواهد بود

اتخاذ شد "

 

 

==============================================

انشاءالله تا چند روز ديگر رخدادهاي بعد از اشغال و پيامد ها و دست آورد هاي آن را

بررسي خواهيم کرد

................

با بهره گيري از کتاب " بحران 444 روزه در تهران "


[+] دنیای سیاست. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


صدام!؟

 

محاکمه ی صدام !؟

 

جوک بزرگ سال

 

minoo.blogfa.com

 

 

به نظر تو داره به چی فکر می کنه ؟ 

 

به زد و بند های پشت پرده ؟

 

به ملت بدبخت عراق ؟

 

شاید هم به حساب و کتاب اون دنیا !؟

 

کسی چه می دونه ؟ 

 

minoo.blogfa.com

 

به کی اشاره می کنه ؟

 

به اونایی که محاکمه ش می کنن ؟

 

شاید داره می گه : 

 

متهم حقیقی خود شمایید ! 

 

minoo.blogfa.com

 

نگاه نومید ملت عراق به :

 

خیمه شب بازی عدالت !

 

...........................................................................

 

نمي دونم تا حالا دقت کردي يا نه ؟

چهره ي صدام رو مي گم .

 ببين :

1 - آمريکاييها ادعا کردن که جنايت 11 سپتامبر کار بن لادن بوده

2 - ميگن بن لادن = اسلام

3 - بزرگترين بهانه ي آمريکاييها براي حمله به عراق اين بود که ادعا

مي کردن صدام از بن لادن حمايت مي کنه ( که البته خودشون بعدا

اعتراف کردن اينطور نبوده !)

4 - توي تبليغات غرب ريش سمبل مسلمون بودن شناخته ميشه

5- صدام در طول سالها حيات سياسي خودش (مخصوصا زماني

که ازش در برابر ايران يه قهرمان ساخته بودن) تا حالا سيبيل داشت

و ريشش سه تيغه بود

اما ...اما ...

۶ - از زماني که توي تبليغات غرب صدام به عنوان يک جنايتکارمعرفي

ميشه ناگهان !!! صدام سيبيلو !تبديل ميشه به صدام ريش دار !

و در تمام تصاوير ! ( فيلم - عکس ) صدام جنايتکار با چهره ي جديد !!

ظاهر ميشه! يعني با ريش !!!

تو ! دوست عزيزم !

اينها رو کنار هم بذار . تو اونقدر با هوش هستي که به راحتي

مي توني از ارتباطشون نتيجه ي مهمي بگيري !

پس :

خودت ، پيدا کن پرتقال فروش را

و

minoo.blogfa.com

 

...حديث مفصل بخوان از اين مجمل !


[+] دنیای سیاست. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


جاسوس ( 1 )

تو چه تصويري از جاسوس تو ذهنت داري ؟ چه احساسي نسبت به اين

موجود داري ؟ نفرت ؟ ترس ؟ شک ؟ ...؟

راجع به جاسوس و جاسوسي فيلم و کتاب زياد ديديم و خونديم اما من

مي خوام اين بار از يه زاويه ي جديد به اين سوژه نگاه کنم .

بذار رک و راست ازت بپرسم : تو حاضري بخاطر کشورت با هزار و يک

خطر توي دل سرزمين دشمن جاسوسي کني ؟

چقدر کشورت رو دوست داري ؟ چقدر حاضري بخاطرش فداکاري کني ؟

من از امروز به صورت پاورقي گزيده هايي از خاطرات يه جاسوس زبده

انگليسي قرن 18 ميلادي رو که توي همين منطقه ي خودمون جاسوسي

مي کرده براتون مي نويسم . جاسوس جواني که ظاهرا 20 - 25 سال

بيشتر سن نداشته !!!

ازت خواهش مي کنم خوب به کارها و ماجراهاش خطر ها حيله ها

ابتکار ها و موفقيتهاش ! فکر کن و در آخر به اين 3 سوال جواب بده :

1 - چه چيزي به اون انگيزه مي داده که اين کارها رو انجام بده ؟

2 - آيا تو واقعا حاضري براي کشورت اينقدر مايه بذاري ؟

3 - واقعا ما با اين همه ادعا ! براي کشورمون چيکار حاضريم انجام بديم؟

======================================

***************** خاطرات     همفر ********************

----------------------  GotSmiley for FREE! Click Here    GotSmiley for FREE! Click Here  -GotSmiley for FREE! Click Here   GotSmiley for FREE! Click Here          -----------------------------

منبع : خاطرات همفر ترجمه : دکتر محسن مويدي اميرکبير 1361

------------------------------------------------------------------------------

صفحات : 15 - 16 -17 قسمت اول

-------------------------

... در سال 1710 ميلادي وزارت مستعمرات انگلستان مرا مامور جاسوسي

به کشورهاي مصر عراق ايران حجاز و استانبول ( مرکز خلافت عثماني )

نمود . ماموريت من جمع آوري اطلاعات کافي به منظور جستجوي راههاي

در هم شکستن مسلمانان و نفوذ در ممالک اسلامي بود . همزمان با من

9 نفر جاسوس ديگر ... اينگونه ماموريتها را بر عهده داشتند .

... در موقع خداحافظي معاون وزارت مستعمرات با جمله اي ما را بدرقه

کرد که فراموش نشدني است . او گفت :

" موفقيت شما آينده ي کشورمان را تعيين خواهد کرد پس هرچه در قوه

داريد به کار بنديد تا موفق شويد "

من در حالي که از ماموريت خود خوشحال بودم با کشتي به مقصداستانبول

حرکت کردم .ماموريت من حاوي 2 قسمت بود :

اول فراگيري زبان ترکي که زبان رسمي مسلمانان اين ديار بود .من فقط چند

کلمه ترکي در لندن آموخته بودم . پس از زبان ترکي بايد زبان عربي ! قرآن !

تفسير ! و سپس زبان فارسي را ياد مي گرفتم .

من ماموريت داشتم در آموختن اين زبان ها آنچنان مهارتي به دست آورم که

بتوانم مانند مردم آنجا صحبت کنم ... و هيچکس نتواند در ترک يا ايراني يا

عرب بودنم شک کند ... .

پس از چند ماه! مسافرت طولاني! و خسته کننده ! سر انجام به دارالخلافه ي

عثماني رسيدم و پيش از پياده شدن از کشتي نام محمد!!! را براي خود

برگزيدم .

به محض ورود ! به مسجد جامع شهر رفتم و از پاکيزگي و نظم و ترتيب و

اجتماع مسلمانان در آنجا واقعا لذت بردم و ناگهان با خودم گفتم : چرا ما

مي خواهيم چنين مردم پاکدلي را آزار دهيم ؟ و چرا پيوسته براي درهم

شکستن آنها کوشش مي کنيم ؟ آيا مسيح اينگونه کارها را تجويز کرده

است ؟ اما فورا از اين وسوسه هاي شيطاني ! و خيالهاي باطل استغفار!

کردم و به ياد آوردم که مامور وزارت مستعمرات بريتانياي کبير هستم و بايد

ماموريت خود را به تمام معني انجام دهم وجامي را که چشيده ام تا آخرين

جرعه بنوشم ...  GotSmiley for FREE! Click Here 

--------------------------------------------------------------------------

=========== پايان قسمت اول ================


[+] دنیای سیاست. نوشته شده توسط ساسان در تاريخ  و ساعت|


Designed by Mosaafer