... لبـیک
چرا بعضیا اینجوری هستن !!!؟ صد رحمت به سنگ پای قزوین .
شاید هم ، نه . شاید عیبشون این باشه که به عیب خودشون کورند و به عیب دیگران بینا !
یه همچین روزایی که می رسه ، بازار سرزنش مردم صدر اسلام ، گرم میشه و بعضیا با ژست " نگه کردن عاقل اندر سفیه " دادِ سخن میدن که :
(( ... ای وای ! که امت بعد از فوت پیامبر ، غدیر رو فراموش کرد ... ای داد ! که امت بعد از پیامبر دچار اختلاف و تشتت شد ... ای هوار ! که اونا چقدر آدمای بدی بودند ... سست ایمان بودند ... اینجور بودند ... اونجور بودند ... ))
یکی نیست بگه :
دِ آخه انصاف هم خوب چیزیه
کارِ اونا بد بوده ؟ درست ، قبول
نباید اونجور عمل می کردند ؟ درست ، قبول
نباید دچار اختلاف می شدند ؟ درست ، قبول . اما شما چطور به خودتون اجازه می دید که اونا رو سرزنش کنید !؟
مگه خودتون با اونا چه فرقی دارید ؟
یه نگاهی به خودتون بندازید . شما خودتون توی یه امتحان خیلی خیلی خیلی
کوچیکتر رفوزه شدید !
می پرسید کدوم امتحان !؟ عرض می کنم :
حدود سی سال پیش توی این مملکت انقلاب شد . این انقلاب یه رهبر داشت که همه قبولش داشتند و ازش اطاعت می کردند . این رهبر 14 سال سختی و رنج و مشقت کشیده بود تا تونست حکومت انقلابی رو تشکیل بده ( چه جالب ! شبیه 13 سال رنج و مشقت پیامبر قبل از تشکیل حکومت ) 10 سال رئیس حکومت بود ( چه جالب ! درست مثل حکومت 10 ساله ی پیامبر ) توی این مدت 10 ساله ی حکومتش همه ازش اطاعت می کردند و قبولش داشتند ( چه جالب ! مثل دوران حکومت پیامبر ) توی این ده سال حکومتش بار ها و بار ها به مناسبتهای مختلف ، بر حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه تاکید می کرد و نگران سرنوشت مردم و انقلاب بود ( چه جالب ! درست مثل پیامبر ) اون رهبر وقتی از دنیا رفت ، هنوز کفنش خشک نشده بود که اختلافات سر و کله شون پیدا شد ( درست مثل بعد از رحلت پیامبر ) اصحاب و یارانش دو جبهه شدند و جلوی هم صف کشیدند ... چه حرفها که بعضیها در مورد بعضیها نمی زدند و چه القابی که به همدیگه نمی دادند ... بعضی به مالک اشتر ملقب شدند و بعضیها با طلحه و زبیر مقایسه شدند ...
نمی دونم بخندم یا گریه کنم ؟ بعضیها که خودشون " چنین " کردند ، مردم صدر اسلام رو سرزنش می کنند که چرا " چنان " کردند !!!
سرتون رو درد نیارم ، اگه از من بپرسید ، میگم : ما ( بعضیامون ) اگه از مردم صدر اسلام بدتر نباشیم ، بهتر هم نیستیم . پس حق نداریم اونها رو بخاطر گناهی که خودمون هم مرتکب شدیم ، سرزنش کنیم .
شدیم همون مثل قدیمی فارسی :
(( دیگ به دیگ میگه روت سیاه ))
البته این طنز تلخ ، در مورد امام حسین و جریان کربلا ، گزنده تره ، به موقعش به اونم می پردازیم .
عجالتاٌ :
عیــــــد غــــــدیـــر خـم بر شما مبـارک
یاد من باشد ...
دیروز ... امروز ... فردا

دیروز ! رفت و دگر بار نیاید ...
فردا ! نیامده و اعتماد را نشاید ...
امروز ! را دریاب ! که دیر نپاید
زندگی ...