|
سوم خرداد و چند نکته ی مهم و غیـــر کلیشه ای

باز هم از راه رسید ...
روز سوم خرداد
نمی خوام مثل همه شعار ها و حرفهای کلیشه ای رو براتون تکرار کنم ، بر عکس ! می خوام خیلی کوتاه ، چند تا نکته بگم ، نکته هایی که توی هیاهوی شعارها ، گم شدند.
*
چه خوب شد این حماسه ی دوم خرداد ( به قول بعضیها ) آفریده شد ، آخه همین باعث شد که بعضیها از چند سال پیش یهو یادشون بیفته که سوم خرداد مهمه و براش سنگ تموم بذارن . تا اونجا که من یادمه ُ قبلا فقط خود روز سوم خرداد که می شد یه تبریکی می گفتند و توی تلویزیون یاد آوری می کردند یا فیلمی چیزی ، اما از چند سال پیش ، عدو ( دوم خرداد ) سبب خیر شد و باعث شد از دو سه روز قبلش تبلیغات پر حجم و برنامه های مختلف برای بزرگداشت ! سوم خرداد راه بیفته
ظاهرا این هیاهویی که سالهای اخیر در بزرگداشت روز سوم خرداد به پا میشه ، از بغض معاویه است ! نه از حب علی !
**
ظاهرا ، خرمشهر فقط اسمش مهمه ، اونم تازه فقط دو سه روز از سال . خودش که مهم نیس !
چه اهمیتی داره که مردم خرمشهر چه مشکلاتی دارن ؟
چه اهمیتی داره که بعد از گذشت 20 سال از پایان جنگ ، خرمشهر هنوز ... ؟
چه اهمیتی داره که مردم خرمشهر برای نیاز های ساده ی زندگی چه سختیهایی دارن ؟
چه اهمیتی داره که نرخ بیکاری تو خرمشهر چند درصده ؟
چه اهمیتی داره که ... ؟
خرمشهر پیش از جنگ اونقدر آباد و زیبا بود که بهش می گفتند : (( عروس ایران ))
شاید حضرات مقامات یادشون نباشه ، اما مردم خرمشهر و خوزستان ، همه شون یادشونه که چی بود !
خرمشهری ها همون موقع که از آب شور و تلخ و مزخرف آشامیدنی شهرشون شکایت می کردند ، می دیدند که برای تامین آب قم و یزد و ... چه کارهایی میشه
خرمشهری ها ( و همه خوزستانی ها ) سالهاست که می بینند که از طلای سیاه زیر پاشون ، همه ی ایران آباد میشه و روز به روز رفاهشون بیشتر میشه اما سهم خود خوزستانی ها از نفت ، فقط کارگری و دود و بیکاری و بی برقی و هزار درد و بلای دیگه س !
خرمشهری ها دیدند که شهر بم در عرض دو سه سال باز سازی شد و ... و دولت چه تبلیغات و هیاهویی برای اعلام سرعت عملش در باز سازی به راه انداخته بود ، و وقتی به خرمشهر خودشون نگاه کردند و وضعش رو بعد از بیست سال دیدند ، از خودشون پرسیدند : چرا ؟
من از حضرات مقامات انتظار ندارم که بیش از این به فکر مردم خرمشهر و خوزستانی ها باشند چون لابد خودشون این چیزا رو می دونن ،
فقط از قول من بهشون بگید :
(( آقایون ! اگه همین خرمشهری ها و خوزستانی ها اول جنگ با دست خالی و با فدا کردن جون خودشون و عزیزانشون مقاومت نکرده بوند ، همون موقع حکومت انقلابی سقوط می کرد و حاصل سالها مجاهدت امام ( ره ) و ملت و خون ده ها هزار شهید به هدر می رفت !
آیا خیال می کنید اگه دوباره جنگی پیش بیاد ، این مردم ( با دیدن عملکرد شما بعد از جنگ ) همونجور فداکاری خواهند کرد ؟ بخاطر داشته باشید اینبار جوانانی باید بجنگند امروز شاهد و مبتلای همه ی این مشکلاتند !
آیا توقع دارید که چشمشون رو به روی رفاه و آسایش همسایگان عربشون در خلیج فارس ( و حتی استانهای دیگه ) ببندند و وضع خودشون رو با اونها مقایسه نکنند ؟
آیا انتظار دارید با این عملکرد تون ، شیطنت ها و دسیسه های دشمنان ملت برای تجزیه طلبی و ... در جوانان این منطقه اثر نکنه ؟
آقایون ! این مردم خوب یادشونه که زمان جنگ ، شهر های خوزستان بارها و بارها روزانه هدف موشک ها و " خمسه خمسه " های عراقی قرار می گرفت ( تنها دزفول بیش از 100 موشک ) و هر بار که موشک می خورد ، رئیس وقت مجلس شورای اسلامی در مجلس می گفت :
" ما این جنایت را محکوم می کنیم و پاسخ جنایت صدام را در جبهه ها می دهیم " و این تنها عکس العملی بود که مردم داغدار می دیدند . اما وقتی تهران عزیز !!! موشک خورد ، دیگه نگفتند در جبهه پاسخ می دهیم ! بلکه با موشک به شهر های عراق حمله کردند . مردم خوزستان از خودشان می پرسند : چرا ؟
آیا جان تهرانیها ارزشمند تر از خوزستانیهاست ؟ آیا ...؟ ))
نمی خوام طولانی تر از این بشه . دلم از این می سوزه که مقامات با عملکرد بدشون به خودشون لطمه نمی زنن بلکه چنان ضربه ای به انقلاب و کشور خواهند زد که تصورش هم وحشتناکه .
سربسته میگم : شما دارید یک کردستان جدید ایجاد می کنید
شما رو به خدا چشماتون رو باز کنید و ببینید که با بی تدبیریتون چه بلایی دارید بر سر انقلاب و حتی تمامیت ارضی و وحدت ملی میارید .
شما رو به خدا چشماتون رو باز کنید و ببینید که دارید نسل آینده ی عرب زبان رو ، نه تنها نسبت به انقلاب ، بلکه نسبت به ایرانی بودنشون هم دلزده می کنید
همه ی دنیا ، حتی کشور های بی بته ی حاشیه ی خلیج با سیاستهای ملی شون ، پروژه ی ملت سازی رو تقویت می کنند اما شما با بی تدبیری تون دارید در بخشی از کشور و ملت ، گسستگی ایجاد می کنید !!!!
مبادا دیر بشه ! که در اونصورت انقلابمون و ایران عزیزمون قطعا لطمه ی غیر قابل جبرانی می بینه !!!
این واقعیت رو از یاد نبریم که :
خوزستان به لحاظ منابع نفت و موقعیت ژئوپلیتیکش و ترکیب جمعیتیش
شیشه ی عمر نظام جمهوری اسلامیه
پس چرا به جای محافظت از این شیشه ، دارید با دست خودتون در معرض سنگ قرارش می دید
و کلام آخر :
در سال 59 ، خرمشهر ، خونین شهر شد ، و دیگه هرگز خرمشهر نشد
بیایید با حسن تدبیر و هوشیاری دوباره این شهر رو خرم کنیم
(یه خوزستانی که قلبش برای ایران و انقلاب می تپه)
[+]
میهن با شکوه من .
نوشته شده توسط ساسان در تاريخ و ساعت|

نامه اعتراض جهانی به گوگل ارت
[+]
میهن با شکوه من .
نوشته شده توسط ساسان در تاريخ و ساعت|

هنر نزد ایرانیان است و بس !
ما همه ایرانیان ملت آزاده ایم
دانش و فرهنگ را ما به جهان داده ایم

[+]
میهن با شکوه من .
نوشته شده توسط ساسان در تاريخ و ساعت|

سند افتخار

دل هر ایرانی
که برای ایران نمی تپد
بهتر است نتپد !!!

سند افتخار
درباره ی موضوع این پست یه عالمه حرف دارم اما نمی تونم همه رو بنویسم چون همینجوریش هم مطلب طولانیه . امروز میخوام براتون متن شگفت انگیز وصیتنامه ی مرد بزرگی رو بنویسم که اسمش یاد آور شکوه و عظمته . مردی که نیمی از جهان مسکون زیر نگین پادشاهیش بود . مردی که 25 کشور از او فرمان میبردند . مردی که صدای گامهای ارتش قدرتمندش پشت سرداران بزرگ یونانی رو میلرزوند . مردی که اندیشه ی بلندش هزاران سال جلوتر از زمانش بود . این اغراق نیست . کافیه متن وصیتنامه ی او رو بخونید و به خاطر داشته باشید که اونچه که میخونید در حدود 2500 سال پیش نوشته شده . نمی خوام این مقدمه طولانی بشه فقط اینو بگم که برای اینکه بهتر بتونیم عظمت روح و ارزش اندیشه ی بلند این مرد بزرگ رو احساس کنیم لا به لای سطور وصیتنامه او میون علامت { } نکاتی رو به اشاره یادآور میشم . من معتقدم اگه حتی هیچ چیزی از ایران عزیز و نیاکانمون نمی دونستیم خوندن همین وصیتنامه کافی بود تا به ایرانی بودنمون افتخار کنیم !

متن وصیتنامه ی :
فرمانروای مقتدر ایران زمین

داریوش هخامنشی
اینک که من از دنیا می روم 25 کشور جزء امپراتوری ایران است و در تمام آن کشور ها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها از احترام برخوردارند . { چی بودیم ! ... چی شدیم ! }
جانشین من خشایار باید مانند من درحفظ این کشور ها بکوشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آنان مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم بشمارد .
{ چند قرن پیش از میلاد مسیح داریوش به آزادی مذهب و عقیده و حقوق اقلیتها معتقد و پایبند بود . چیزی که در قرن 21 هنوز جا نیفتاده }
اکنون که من از این جهان می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد زیرا قدرت شاه تنها به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. پیوسته به خاطر داشته باش که تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی .
من نمی گویم که در مواقع ضروری از این ذخیره برداشت نکن ...اما در اولین فرصت آنچه برداشته ای به خزانه باز گردان { دوراندیشی – داریوش خزانه ی دولتی رو ذخیره ای برای روز سختی کشور می دونست نه کیسه ای برای هزینه ی خوشگذرانی و حاتم بخشی ! – صندوق ذخیره ی ارزی !؟ }
مادرت آتوسا ( دختر کورش ) بر من حق دارد. پیوسته وسایل آسایش خاطرش را فراهم کن. { جایگاه بلند و حرمت زن در ایران باستان – تاکید حق همسر بر شوهر – عاشرواهن بالمعروف ( قرآن کریم )– تاکید بر احترام به مادر و مقام او – وبالوالدین احسانا – ان اشکرلی و لوالدیک ( قرآن کریم ) بهشت زیر پای مادران است }
ده سال است که مشغول ساختن انبار های غله در نقاط مختلف کشور هستم . من روش ساخت این انبار ها را که با سنگ ساخته میشوند و به شکل استوانه هستند در مصر آموختم { انتقال تکنولوژی – رعایت عدالت در ساخت سیلوها در نقاط مختلف کشور نه فقط پایتخت – دوراندیشی – فراگرفتن دانش از دشمن در مصر – پیامبر (ص) : دانش را بیاموزید حتی اگر در چین باشد ... دانش را بیاموزید ولو از کافر }
و چون انبارها یکپارچه ساخته می شوند حشرات در آن راه نمی یابند .و غله در این انبارها چند سال میماند و فاسد نمی شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه
دهی تا اینکه همواره آذوقه ی دو یا سه سال کشور در انبارها موجود باشد ... بدین ترتیب تو هرگز برای آذوقه ی این کشور دغدغه نخواهی داشت حتی اگر دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود . { پیامبر (ص) : روح آدمی زمانی قرار و آرام دارد که قوت خود را ذخیره کرده باشد . امام رضا (ع) : آدمی وقتی خوراک سال خود را ذخیره کند پشتش از بار زندگی سبک می گردد و آسوده خاطر میشود .
دوراندیشی و درایت داریوش و اهتمام او نسبت به تامین کالای استراتژیک گندم . امروز هم گندم یک کالای مهم و استراتژیک و بسیار موثر در امنیت ملی کشورها محسوب میشه }
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مهم مملکتی نگمار ... چون اگر به مردم ستم کنند و استفاده ی نامشروع نمایند نخواهی توانست آنان را کیفر دهی زیرا با تو دوست هستند و تو ناچاری که دوستی را رعایت کنی . { شایسته سالاری – پرهیز از پارتی بازی و حکومت فامیلی – تاکید بر مجازات متعدیان به حقوق ملت –حساسیت نسبت به حقوق مردم }
آبراهی که من میخواستم بین رود نیل و دریای سرخ (محل کانال سوئز فعلی ) به وجود آورم هنوز به پایان نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی ( نظامی ) بسیار مهم است و تو باید آن را به سرانجام برسانی و عوارض عبور کشتیها نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتیها عبور نکردن از آن را ترجیح دهند . { نبوغ اقتصادی و نظامی – شهامت کارهای بزرگ }
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا در آن بخش از قلمرو ایران نظم و امنیت را برقرار کنند ولی فرصت نیافتم که سپاهی به یونان بفرستم و تو باید این کار را انجام دهی و با یک ارتش نیرومند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که شاهنشاه ایران بر کیفر مرتکبان فجایع تواناست . { غیرت ملی - باور قدرت ملی – تاکید بر مجازات بیگانگان متجاوز – حفظ کرامت و عزت ایرانیان }
سفارش من به تو اینست که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه مده چون هر دوی آنها آفت فرمانروایی هستند و بدون ترحم متملق و دروغگو را از خود دور کن . { علی (ع) : با چاپلوس رفاقت مکن که او با چرب زبانی تو را اغفال می کند کار ناروای خود را در نظر تو زیبا مینماید و دوست دارد تو نیز مانند او باشی }
هرگز کارگزاران دیوان را بر مردم مسلط نکن و برای اینکه اینان بر مردم مسلط نگردند قانونی برای مالیات قراردادم که تماس کارگزاران حکومتی را با مردم بسیار کاسته است که اگر این قانون را حفظ کنی اینان با مردم تماس بسیار نخواهند داشت { درایت عمیق مدیریتی – بکارگیری راهکارهای ریشه ای و پیشگیرانه برای تصحیح نظام مالیاتی و کم کردن تماس ممیزان با مردم – این همون سیستمیه که در قرن 21 دولتها سعی میکنن اجرا کنند از جمله کشور خودمون اونهم با تبلیغات پر سر و صدا – امام علی (ع) : مالیات و بیت المال را به گونه ای وارسی کن که به صلاح مالیات دهندگان باشد ( نامه 53 نهج البلاغه ) – امام علی خطاب به کارگزاران مالیاتی : در برخورد با مردم انصاف داشته باشید ( نامه 51) }
افسران و سربازان ارتش را راضی نگهدار و با آنان بدرفتاری نکن که اگر با آنان بدرفتاری کنی ایشان نخواهند توانست پاسخ بگویند اما در میدان جنگ از تو انتقام خواهند گرفت و انتقام آنان بدینگونه است که سستی میکنند و تسلیم میشوند تا موجبات شکست تو فراهم آید . { نگاه استراتژیک – درک عمیق اصول فرماندهی و روانشناسی نظامیان – امام علی (ع) نامه 53 نهج البلاغه : سپاهیان به فرمان خدا پناهگاه استوار رعیت و زینت و وقار زمامداران ... هستند ... پس در کارهای آنان به گونه ای بیندیش که پدری مهربان درباره ی فرزندش می اندیشد ... همانا مهربانی تو نسبت به سربازان دلهایشان را به سوی تو می کشاند }
امر آموزش را که من آغاز کردم پی بگیر و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند { پیامبر (ص) : از گهواره تا گور دانش بجویید – 2500 سال پیش که هنوز خط رایج میخی بود و بر سنگ و خشت و پوست می نوشتند داریوش بر سواد آموزی عمومی اهتمام داشت اونهم بدون تبعیض طبقاتی } تا فهم و عقل آنان بیشتر شود و هر قدر که دانش و درک مردم افزونتر شود تو با اطمینان بیشتری یتوانی بر کشور فرمان برانی { در حالی که حتی امروز در قرن 21 حکومتها ترجیح می دن که مردم ناآگاه باشند تا راحت تر بر آنها حکومت کنن داریوش اصرار بر رشد آگاهی ملت ایران داشت }
پس از اینکه من زندگی را بدرود گفتم ... مرا در تابوت سنگی قرار بده و در گور بگذار اما گورم را باز بگذار تا هر زمان که می توانی وارد قبر شوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی من که پدر تو و شاهنشاهی مقتدر بودم و بر 25 کشور فرمان می راندم تسلیم مرگ شدم و تو نیز مانند من خواهی مرد { امام علی (ع) : خطبه 149 نهج البلاغه : من دیروز رهبر شما بودم و امروز مایه ی پند و عبرت شما هستم ... به زودی از من جز جسدی بی روح و ساکن باقی نخواهد ماند پس باید سکوت من و بی حرکتی دست و پا و چشم ها و اندام من مایه ی پند و اندرز شما گردد }
زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد . خواه شاه باشد یا یک خارکن . و هیچ در این جهان باقی نمی ماند { قرآن کریم : کل نفس ذائقه الموت همه طعم مرگ را می چشند _ کل من علیها فان هر چه بر روی زمین است محکوم به فناست }
و اگر تو در هر زمان که فرصت به دست می آوری وارد قبر من شوی و تابوت مرا ببینی غرور و خودخواهی بر تو چیره نخواهد شد اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی بگو قبر مرا بپوشانند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند
زنهار ! زنهار !
هرگز هم مدعی و هم قاضی مشو ! و اگر بر کسی ادعایی داری موافقت کن که یک قاضی بیطرف به آن ادعا رسیدگی کند و حکم دهد زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ستم خواهد کرد { حکایت معروف ادعای امام علی بر مرد مسیحی در مورد زره خود را همه شنیدین . فرمانروای جهان اسلام برای اثبات ادعای خود بر مرد مسیحی به قاضی مراجعه کرد و حکم او علیه خودش رو هم پذیرفت }
هرگز از آباد کردن دست برمدار زیرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت ... در آباد کردن حفر قنات و ساخت راهها و شهر سازی را در درجه ی اول قرار بده { تلاش برای عمران و آبادی کشور و آسایش مردم و توجه ویژه به زیرساخت های اقتصادی کشور : شبکه های حمل و نقل ( راهها ) شبکه های آبرسانی ( قناتها ) }
عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترین صفات پادشاهان عفو است و سخاوت ولی عفو تنها هنگامی باید به کار افتد که کسی نسبت به خود تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطا کرده باشد و تو خطاکار را عفو کنی خود ستم کرده ای زیرا حق فرد دیگری را پایمال نموده ای { توجه ویژه به حق الناس – در زمانی که حاکمان جهان خود را مالک جان و مال مردم می دونستن داریوش تاکید می کنه که شاه نباید و نمی تونه حق دیگری رو ببخشه و اینکار رو مصداق ظلم میدونه }
بیش از این چیزی نمی گویم و این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند مستند کردم تا اینکه بدانند پیش از مرگ من این توصیه ها را کرده ام { امام علی (ع) نامه 31 نهج البلاغه : پسرم ! هنگامی که دیدم سالیانی از من گذشت و توانایی رو به کاستی رفت به نوشتن وصیت برای تو شتاب کردم و ارزشهای اخلاقی را برای تو برشمردم }
و اینک بروید و مرا تنها گذارید زیرا احساس می کنم که مرگم نزدیک شده است

وقتی خوب به محتوای این وصیتنامه دقت میکنم و اون رو با معیارهای الهی ( که آیات قرآن و احادیث و سیره ی پیامبر و ائمه اطهاره ) مقایسه میکنم میبینم نیاکان من مخصوصا مردان بزرگی همچون داریوش و کورش و ... با سرشت پاک ایرانی طوری فکر میکرد ن و جوری عمل میکرد ن که بی تردید اندیشه و کردارشون هزاران سال پیشرو تر از زمانشون بوده و بهترین الگو برای همه ی ملتها بودن و ...

و امروز بر بلند ترین قله های جهان فریاد میزنم :

من به ایرانی بودنم افتخار میکنم

پروردگار من !
تو را سپاس
به شمار همه ی ستارگان آسمان و همه ی گلهای زمین
که مرا ایرانی آفریدی
یاریم کن تا شایسته ی نام ایران باشم
[+]
میهن با شکوه من .
نوشته شده توسط ساسان در تاريخ و ساعت|

لیلی
اولش تصمیم داشتم یه مقدمه بنویسم و براتون بگم که
چرا این مطلب اینقدر به دلم نشسته و چرا ...
راستش چند سطرش رو هم نوشتم اما به دلایلی ! علیرغم میلم پاکش کردم
اصلا بهتره خودت با ذهن آزاد و بدون هیچ پیش آگهی بخونیش
فقط اینو بگم که
(( لیلی )) رو از وبلاگ (( مسافر ))
با مدیریت دوست بسیار عزیز و بزرگوارم به امانت گرفته م
و چون خودش اسمش رو توی وبلاگش ننوشته من هم به خودم
اجازه ی ذکرش رو نمی دم . ولی با تمام وجودم ازش تشکر میکنم
بخاطر همه ی خوبیهاش

لیلی ...
.......................
خدا گفت:
ليلي يك ماجراست
ماجرايي آكنده از من
ماجرايي كه بايد بسازيش
شيطان گفت:
تنها يك اتفاق است. بنشين تا بيفتد.
آنان كه حرف شيطان را باور كردند ، نشستند و ليلي هيچ گاه اتفاق نيافتاد.

مجنون اما بلند شد ، رفت تا ليلي را بسازد.
خدا گفت:
ليلي درد است، درد زادني نو، تولدي به دست خويشتن .
شيطان گفت:
آسودگي ست. خيالي ست خوش.
خدا گفت:
ليلي، رفتن است، عبور است و رد شدن.
شيطان گفت:
ماندن است. فرو ريختن در خود.
خدا گفت:
ليلي جستجوست. ليلي نرسيدن است و بخشيدن
شيطان گفت:
خواستن است. گرفتن و تملك.
خدا گفت:
ليلي سخت است. دير است و دور از دست.
شيطان گفت:
ساده است. همين جا و دم دست
و دنيا پر شد از ليلي هاي زود. ليلي هاي ساده اينجايي. ليلي هاي نزديك لحظه اي.

خدا گفت:
ليلي زندگي است. زيستني از نوعي ديگر.
ليلي جاودانه شد و شيطان ديگر نبود

مجنون، زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و مي دانست كه ليلي تا ابد طول مي كشد
ليلي گريه کرد
ليلي گفت:
امانتي ات زيادي داغ است. زياد تند است.
خاكستر ليلي هم دارد مي سوزد
امانتي ات را پس مي گيري؟
خدا گفت:
خاكسترت را دوست دارم، خاكسترت را پس مي گيرم.
ليلي گفت:
كاش مادر مي شدم، مجنون بچه اش را بغل مي كرد.

خدا گفت:
مادري بهانه عشق است، بهانه سوختن
تو بي بهانه عاشقي
تو بي بهانه مي سوزي
ليلي گفت:
دلم مي خواهد، ساده، بي تاب، بي تب
خدا گفت:
اما من تب و تابم، بي من مي ميري
ليلي گفت:
پايان قصه ام زيادي غم انگيز است
مرگ من، مرگ مجنون
پايان قصه ام را عوض مي كني؟
خدا گفت:
پايان قصه ات اشك است. اشك درياست
دريا تشنگي است و من تشنگي ام
تشنگي و آب
پاياني از اين قشنگتر بلدي ؟
ليلي گريه كرد . ليلي تشنه تر شد. خدا خنديد.
خدا گفت:
زمين سردش است. چه كسي مي تواند زمين را گرم كند،
ليلي گفت:
من.
خدا شعله اي به او داد . ليلي شعله را توي سينه اش گذاشت سينه اش آتش گرفت
خدا لبخند زد. ليلي هم.
خدا گفت:
شعله را خرج كن. زمين ا م را به آتش بكش

[+]
میهن با شکوه من .
نوشته شده توسط ساسان در تاريخ و ساعت|

سفرنامه (1)
......................... سفرنامه ( ! ) ........................
-----------------------------------------------------------------------
نگاهي به سفرنامه ي خانم کلارا کوليور رايس نويسنده ي
انگليسي که در حدود 100 سال پيش به ايران سفر کرده بود
مترجم : دکتر اسدالله آزاد انتشارات آستان قدس 1366
-----------------------------------------------------------------------
يکي از آشنايانم زني بود تحصيلکرده فهميده زيرک و از نظر
تواناييهاي فکري و يدي شايسته و قابل . فارسي را به خوبي
مي خواند و مي نوشت .سردبير يک روزنامه بودکمي فرانسه
ميدانست ... پدرش از نظر ذوق و ايمان بي نظير بود . او نيز تا
حد زيادي گوي سبقت را از زنان هموطنش ربوده بود...دوستم
اشتياق فراوان داشت که تمام توش و توان سخن و در اين
اواخر قلمش را در راه تعالي و بهبود وضع خواهران ايراني خود
به کار برد...يک بار شبي را با اين خانم وتني چنداز دوستانش
در باغ منزلي سپري کردم او خودطبق فکر و سليقه ي خودش
طرح اين باغ و حتي شکل حوض و باغچه ها را ريخته بود ...
ميهمان نوازي با خون آنان عجين شده است .. اين زنان براي
کساني که رنج شناخت آنان را بر خود مي پذيرند جذاب و
مودب دوست داشتني و سازگارند ...
مرد ايراني اصولا پسر و پدر خوبي است اما شايد در بيشتر
موارد نتوان او را شوهر خوبي نيز به شمار آورد ...
در ايران زنان مليح و معقول کم نيستند آنها نيز به ازدواج به
منزله ي " قسمت " مي نگرند و در مراحل پيشرفت کنوني
خويش فيلسوفانه تر از زنان انگليسي آنچه پيش آيد را
مي پذيرند ...
ايرانيان دوستدار و عاشق کودکانند... در خانه هاي اعيان و
اشراف زماني که پسر به سن 8 يا 9 سالگي ميرسد از
اندرون بيرون مي آيد و تحت سرپرستي يک لله يا معلم و
مربي سرخانه قرار مي گيرد که روح و عواطف متعالي را در
او مي پروراند و به او مي آموزد...
روزي با دو نوه ي خردسال يک شخصيت شيرازي ديداري
داشتم . اين کودکان 13 و 5/6 ساله بودند .پسر کوچکتر
بسيار شيرين و زيبا بود اما پسر بزرگتر سيما و خودنمايي
يک آدم بالغ را داشت . ملازمان پسران ايراني چنان رفتاري
با آنان دارند که گويي آنان مرد هستند ...
زماني که دختر ايراني بزرگ مي شود ...زرنگ و بشاش
خواهد بود با ساير کودکان بازي مي کند و به گفتگو هاي
دختران بزرگتر گوش فرا مي دهد ...با گيسواني که به 10
- 12 رشته بافته شده ...بسياري از زنان با ميل تمام به
تعليم و تربيت روي آورده اند ...ايرانيان به داشتن مدارس
از خود علاقه ي بسيار نشان مي دهند...مسلماني تحصيل
کرده دختر خردسالش را به مدرسه...آورد و گفت : ... من
ميل دارم دخترم ديپلم بگيرد. از آن پس از او مي خواهم که
عمرش را در ميان زنان ايراني صرف کارهاي آموزشي کند...
طرز لباس پوشيدن کودکان ايراني به بزرگترهايشان شباهت
بسياري دارد . رشد آنان از کودکان ما بيشتر است ...
منازل ايراني همچون انگلستان بسيار متنوع و متفاوت است
...در منزلي بزرگ عمارتها يا اتاقهاي خاص مردان و زنان کاملا
مجزاست ... اسباب و اثاثيه ي يک منزل ايراني به واسطه ي
آن که پنهان است شکوه و جلوه ي ديگري دارد...غني و فقير
روي زمين مي نشينند و غذاي خود را تناول مي کنند ... پس
از صرف غذا دستها را با آب مي شويند...مسائل وامور مربوط
به خانه براي زن ايراني بيش از زن انگليسي معنا و مفهوم و
اهميت دارد ...
..................................................................................
پايان قسمت اول .
..................................................................................
[+]
میهن با شکوه من .
نوشته شده توسط ساسان در تاريخ و ساعت|

من ایرانیم !
مي دوني ؟
که : ما ايراني ها تنها ملتي هستيم که در طول تاريخ
هيچوقت ! هيچوقت ! بت پرست نبوديم ؟
مي دوني ؟
که : قبل از اينکه حضرت مسيح به دنيا بياد ما توي تخت
جمشيد سيستم آبرساني و فاضلاب زير کاخها داشتيم؟
مي دوني ؟
که : زماني که اروپايي ها خيليهاشون مثل انسانهاي
اوليه زندگي مي کردن ما ايراني ها توي تخت جمشيد
نوعي خمره ي لوله مانند رو به هم متصل کرده بوديم
و گاز هايي رو که از زمين نشت مي کرد به کاخها منتقل
و به عنوان سوخت استفاده ميکرديم ؟(لوله انتقال گاز)
مي دوني ؟
که :ماد ها زني بسيار زيبا به نام پانته آ رو تقديم داريوش
کردن . وقتي که داريوش فهميد اين زن پري چهره شوهر
داره فوره اونو پيش شوهرش برگردوند ؟
مي دوني ؟
که : ذوالقرنين که توي قرآن ازش به نيکي ياد شده به
عقيده ي بعضي از مفسرين در حقيقت کوروش ! شهريار
مقتدر ايراني بوده ؟
================================
پروردگار من !
پيشاني سپاس برآستان کردگاريت مي سايم سپاسي
بي کران بر همه ي آنچه که به من ارزاني فرمودي...
... و سپاس بر اينکه مرا ايراني! آفريدي...
... سپاس .
[+]
میهن با شکوه من .
نوشته شده توسط ساسان در تاريخ و ساعت|

|