سلام 
من با اینکه چیز زیادی از عکاسی نمی دونم ، به این هنر علاقه مندم و گاهی یه عکس ، ( به خاطر کادر بندی ، رنگ ، سوژه و ... ) واقعا منو مجذوب می کنه . تصمیم گرفته م که از این به بعد ، بعضی از عکسهایی رو که به لحاظ هنری ، تاریخی ، سیاسی ، خبری ، طنز یا ... ارزش دیدن رو دارن ، توی مینو بذارم . امیدوارم از نظر شما هم ارزش ِ دیدن داشته باشن .
لطفا نظرتون رو در موردشون برام بنویسید .

............................................................
امروز یه عکس تاریخی رو براتون انتخاب کردم :
عکسی از ناصرالدین شاه قاجار و ملیجک .
حتما ملیجک رو می شناسید . پسرک بینوایی که زندگیش شبیه افسانه هایی شد که من و شما توی بچگی می خوندیم . ملیجک یه پسر بچه ی معمولی و بی چیز بود که برای کسب درآمد گنجشک زنده شکار میکرد و می فروخت . تا اینکه یه روز ، همین آقا ، یعنی جناب سلطان بن سلطان بن سلطان ، خاقان بن خاقان بن خاقان ، سلطان صاحبقران ، ناصرالدین شاه قاجار ! سوار بر اسب ، همراه با ملازمانش از راهی می گذشت و مشاهده کرد که پسر بچه ای کنار راه ایستاده و بدون اینکه قبله ی عالم ! رو بشناسه ، گنجشکی رو در دست گرفته بود و فریاد می زد : (( ملیــــــــــــــجک ، ملیـــــــــــــــــجک )) .
سلطان ِ قدر قدرت ِ قوی شوکت ِ قجر ، از پسر خوشش اومد و او رو با خود به قصر شاهی برد و اسمش رو ملیجک گذاشت ، در واقع اسم پسرک ملیجک نبود و شاه چون دیده بود او ملیجک ( گنجشک ) می فروشه ، او رو به همین نام صدا می کرد واونو در ناز و نعمت بزرگ کرد درست مثل یه شاهزاده ! تا جایی که عزیز دردانه ی شاه شد و( اگه اشتباه نکنم ) به لقب عزیزالسلطان هم مفتخر شد ! .

الحق ! بر خلاف خیلی از القاب بی مسمای درباری ، این یکی کاملا با منطبق بر حقیقت بود ، ملیجک واقعا عزیز ِ سلطان بود .
این هم عکسِ ناصرالدین شاه و ملیجکش !
با قصه ی زندگی ملیجک ، آدم یاد قصه های چارلز دیکنز میفته !
